Machine transcription
۱۷۹
کپتان دستهای خود را بهمدیگر مالش داده از چشمانش قطرات اشك جاری
گردید که این حالت او را بسیار غریب دیدم .
بسوی مجروحیکه آهسته آهسته بمرگ تقرب مینمود یکچند ثانیه نظر دوختم .
از جبینش آثار ذکاوهوشیاری لمعه نثار بود. ضیای الكتریك بر بستر مماتش پرتو انداخته
لحظه بلحظه زرد شدن رنگش را نشان میداد . خواستم كه يك كمله آخرینی که در
وقت جان دادن از زبانش براید بشنوم و ازان کلمه تا يكدرجه بر اسرار حیاتش آگهی
حاصل کنم ولی کپتان :
— معلم افندی، برای شما دیگر ضرورت ماندن درینجا نماند، رفته میتوانید !
گفته نگذاشت که بمطلب خود برسم. کپتانرا در اوتاق مجروح گذاشته به اوتاق
خود آمدم. آنروز تابشام با حسیات بسیار کدرا نگیزی برهیجان ماندم. شب نیز
براحت خواب نتوانستم . روز دیگر بوقت صبح بر سطح کشتی آمدم. کپتان درانجا
بود . بمجردیکه مرا دید گفت :
— معلم افندی، امروز خواهش گردش زیر بحر را دارید ؟
— آیا با رفقای خود یا تنها ؟
— اگر رفقای شما هم آرزو کنند چیزی مانعی نیست .
— منتظر امر شمائیم کپتان .
— چون چنینست بروید سقفا ندرهای خود را بپوشید .
از مجروح هیچ بحث نراند . ندلاند وقونسل ی را یافته تکلیف کپتانر ابه آنها گفتم.
درینباره ندلاند نیز ناز نکرد. بعد از نیمساعت لباسهای گردش قعر بحر خود را پوشیده،
و آلت تنویر و تنفس خود را بر کمر و پشت خود آویخته و بسته حاضر شدیم. در او
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
