Machine transcription
(١٠٤)
دلیل شرافت و اهتمام آنست و زکوة در شرع عبارت از تمليك نمودن جزء مال است بمصرف آن که مانع جواز دران نباشد چنانچه در احکام مصرف زکوة می آید بطریقی که در شرع معین شده است که بیان آن طریق نیز می آید و بلفظ تمليك احتراز است از اباحت و معنای اباحت آن است که مثلا طعام را جهت خوردن بمصرف زکوة مباح بگرداند و تمليك نکند و وی بخورد پس درینصورت از زکوة روا نمیشود که تمليك نکرده است و بلفظ جزء مال احتراز است از منفعت مال یعنی اگر در عوض زکوة از جزء مال ادا نکرده از منفعت مال در عوض زکوة بدهد چنانچه اگر فقیر را در خانه خود یکسال سکونت داده نیت زکوة را نموده بود در زکوة او محسوب نمیگردد بلکه لازم است که از اصل مال زکوة جزوی را ادا کند و شرطهای فرض شدن زکوة و سبب آن شش چیز است (اول عقل ) پس بر دیوانه فرض نیست ( دوم بلوغ ) پس بر کودک فرض نیست (سوم ) اسلام پس بر کافر فرض نیست (چهارم ) آزادی پس بر غلام فرض نیست ( پنجم ) علم داشتن است بفرض بودن زکوة گرچه علم حکمی باشد چنانچه بفرض بودن آن عالم نباشد و در دار اسلام باشد پس کافری که در دار حرب ایمان آورده باشد و سال بر و گذشته باشد لیکن بفرض بودن زکوة علم نداشته باشد برو فرض نیست بخلاف کافری که در دار اسلام ایمان آورده باشد و بفرض بودن زکوة علم نداشته باشد که زکوة برو فرض است که او حکماً علم دارد ( ششم ) ملك نصاب است پس بر مالك كم از نصاب زكوة فرض نیست و بیان هر مال زکوة بعد ازین می آید انشاء الله و در ملك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
