Machine transcription
(١٠٠)
جماع کردن یا خوردن یا آشامیدن است - خواه سیر شده باشد
یا اشتهای او هنوز باقی باشد
بیان چیزهائیکه روزه را میشکند
ور بقصد است خوردن وکارت لازم آید قضا و کفارت
کر خوری آنچه زو غذا نبود بر تو لازم بجز قضا نبود
همچو سنک وکلوخ و آهن وروی نبود زین قبیل گل سرشوی
شرح لغات
(کارت) مراد جماع کردن است (قضاء) قضای روزه
(کفارت) بیان کفارت در آینده در نظم کتاب میشود (غذا)
چیزیکه بدن با آن قوت کیرد مانند طعام وغیره
حاصل ابیات
اکر جماع کردن یا خوردن یا آشامیدن درروزه بقصد باشد
روزه با آن میشکند - وقضای آن با کفارت لازم میشود وا کر
آنچیز را که بقصد خورده غذای بدن نباشد مانند سنک وکلوخ
وآهن و روی وغیره پس روزه او میشکند وقضای آن براو لازم
است - و کفارت براو لازم نیست - وگل سرشوی ازین قسم
نیست بلکه حکم غذا را دارد - پس اکر آنرا خورد روزه او
میشکند و براو قضای آن و کفارت هردو لازم میشود
فروع
ازجمله شکنندهای روزه - اول حقنه کردن است که آنرا
در عرف حال اماله کـویند - دوم کشیدن دوا بانسوار یا بمانند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
