Machine transcription
۲۹۴
از فرقت دیدار تو جیحون شده است دامان
سیلاب شک از دیده ام چون آب چغمان
در الفتت شیدا شدم در کوهها رسواتر
زنا عشق اندر گلو چون شیخ صنعان
در آرزوی وصل تو عمر عزیزم شد تلف
از دست ظلمت اینچنین با آه و افغان تا بکی
من حلقه در گوش توام مغموم و مدحوش
نبود ترا بر من نظر سلطان خوبان تا بکی
من عاشق زار تو ام از جان خریدار توا
هرگز نظر نبود ترا بر این غریبان تا بکی
جانا ز لعل می بهابندل ز کواعم عطا
امروز و فردا میکنی ایشوخ دوران تا بکی
از ضعف طالع مانده ام کشتی بحر جزم
غرق محیط بیکران در موج طوفان تا بکی
جلاد سنگین دل چرا خوفی نداری دخت
قتل خلایق میکنی از تیر مژگان تا بکی
ای شهریار انجمن خادم ترا هر مرد و زن
مظلومه را داری رو در قید زندان تا بکی
شکر لب شیرین سخن ای یوسف گلپیرهن
دور از گلستان رخت چمن پر غنچان تا بکی
شد موسم عیش و طرب جان از غمت با بدن
پنهان کنی رخ را ز من ایحور رضوان تا بکی
عایشه را خون شد جگر نالد چوبلبل در سحر
در آرزوی روی تو در صحن گلستان تا بکی
دلبر مسکنم چه می پرسی
ظاهر و باطنم چه می پرسی
هجر افگند در آبدام فراق
طایر گلشنم چه می پرسی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
