Machine transcription
۲۵۷
حال این خسته تباهست تو خود میدانی
سر و پا غرق گناهست تو خود میدانی
سفر دور و در ازست و رقیبان بدمین
گرمت پشت و پناهست تو خود میدانی
راه گم کرده شب تار بصحرای عدم
گرمت راه نها هست تو خود میدانی
میروم بحر عصیان و گرار کشته خویش
حاصلم لطف الہست تو خود میدانی
آب رحمت دگر از فیض نشوید رخ من
روی این بند سیا هست تو خود میدانی
درد عصیان بگذشتست زقانون شفا
ذات ستار شفاهست تو خود میدانی
جرعه بخش که فارغ کند از خیر و شرم
می دیرینه بکار هست تو خود میدانی
نا امیدم مکن از مرحمت یزدانی
چشم امید براهست تو خود میدانی
دست امید من و دامن ارباب کرم
فیض عامت ہمہ جاهست وجود میدانی
جرم عالیه بیقدر تخبد لیکن
پیش لطف تو چوکاست تو خود میدانی
رفتم تماشای گلستان ایوا
دیدم صنمی چو ماه تابان ایوا
بنشسته بتخت کامرانی مسرور
یاقوت لبش چو غنچه خندان ایوا
خورشید خجل بنبر زهرا جبین
شیرین سخنش چو آب حیوان ایوا
ابرو چو ہلال عید و چشمش بعتاب
آشوب بلا فتنه دوران ایوا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
