Machine transcription
١٦١
بر عالی شیر مینلالی جبین خاک
نگار نازنیم را شود جل و علا حافظ
از وفای چرخ باید کند دندان طمع
عاقلان در انه نیندازند بر نادان طمع
احتراز از صحبت این ال پر فن احتراز
شو بر نو هر زمان جوید ز دوران طمع
چند روزی باغ کیستی خوب آیینه نظر
بر نخور دست هیچ انسانی زبستان طمع
ای عزیز اگر خبر داری ز امر کن فکان
دست خود را باز دار از لقمه خوان طمع
هر خرد مندی که چشم باطنش صافی بود
رخش خواهش را نمی تازد بمیدان طمع
پخته کاری نیست دل بستن بدینا غایه
سبزه امید کی روید ز باران طمع
بتا ز کشته عشقت مدار آب دریغ
ندامت است ز کردار ناصواب دریغ
ازین سرور بیام فلک کنم پرواز
اگر جمال تو بینم شبی بخواب دریغ
مباد هیچکس خسته چون منی بیدل
زحسرت لب لعل تو در عذاب دریغ
نه شرح جور و جفا بتو می توان دادن
که شد بر آتش هجر تو دلکباب دریغ
مرا که ملک دل آباد شهر یاران بود
ز ظلم لشکر حسن تو شد خراب دریغ
جوان شوم زسر و زنده کی دوباره کنم
اگر ز دست تو نوشم شراب ناب دریغ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
