Machine transcription
۱۵۳
خامه چون میزدرستم تقدیر را
مهر خوبان کرد خطابم را قرار
غرق بحر خطرایم روز و شب
می برد موجم نمی یابم کنار
از محبت بی قرارم چون کنم
نار هجران در دلم دارد شرار
تا شدم با خوبرویان آشنا
بس پریشانم چو زلف تاتار
بیخودم از فرط شوق دلربا
اشکبارم همچو ابر نوبهار
غیر عشقش نیست سودای مرا
باطن وظاهر همین دے آشکار
چون جمال دختر رز جلوه کرد
از می عشقم مدام اندر خمار
ساقیا برخیز جام باده آر
تا زمانی گردم از غم رستگار
صحبت بستان خوش بود با گلرخان
مغتنم دان می بجام زرنگار
موسم عیش ست و هنگام نشاط
مجلس آرا مهوشان گلعذار
یکدو رطلم ده که مخمورم کند
تا بکی داری مرا در انتظار
همچونی هر عضو من دارد سلام
از فراقت ناله های زار زار
خون دل آید سرشک از دیدهام
چهرهٔ زیبای من شد لالهزار
چند نالم ای بت نامهربان
از خدای خویش آخر شرم دار
میرسد در گوش من صوت فراق
میکدازد چون رصاصم جریا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
