Machine transcription
۱۴۵
ز دست ساقی گل چهره در شب مهتاب
بجاں رسیده ام از دست چرخ کج رفتار
مباش بیمی و معشوق قول من بشنو
بتان جلوه گر و مهوشان عشوه فروش
وزید چونکه نسیم سحر همین میگفت
دو روزه عمر غنیمت شمر بعیش و طرب
بنام نیک توان زیست در جهان ایدر
شکایت از ستم و جور روزگار مکن
بنوش باده که شد جام زرنگار آخر
غم زمانه مرا کرد خوار و زار آخر
گذشت حشمت جمشید کامکار آخر
نشسته اند بدو چشم شب تار آخر
نه گل بماند و نی یار گلعذار آخر
که جز خباب احد نیست برقرار آخر
ز خوی زشت رسد رنج بیشمار آخر
بنام ایزد بیچون کن اختصار آخر
اگر بلطف بخواند حبیب عالی شان را
ز فیض سعید دوی عجب مدار آخر
بخاطر داشتم امید بسیار
جفای چرخ کج رفتار بنگر
ز تاب فرقت یوم جدائی
همیخواهم فلک را واژگون باد
درین بستان بسی نورسته گلها
فتادم ناگهان در بحر خونخوار
دلم را کرده چون منصور بردار
جگر خون ریز شد چشم گهربار
مرا کرد روز روشن چون شب تار
نچیدم یک گلی زین طرفه گلزار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
