Machine transcription
۱۱۰
ترا شمع ومرا پروانه كردند
مزيدت با داين حسن خداداد
وجودم سوختى در نار هجران
چو خاكستر مرا دادى تو بر باد
ندارم طاقت روز جدائی
هزاران جان فدايت باد شمشاد
نميدانم ازين چيست مقصود
كه دلها را بدام آری چو صياد
زكوتم ده كه مسكين وفقيرم
هميشه خانه خيرست آباد
ندانم از قضاى آسمانی
چسان عائشه در دام تو افتاد
هر كه او مست از شراب جام عرفانى بود
ساقى كوثر مدامش همدم جانى بود
در محيط عشق افتادم نمى يابم كنار
در بدست آوردن اين بحر طولانى بود
روز اول من چو دادم دل بمهر مهوشان
گفتم اين سوداى من محض پشيمانى بود
لاله سان از هجر وصل گلعذار لب شكر
بر دل مجروح ريشم داغ پنهانى بود
لشكر حسنش گرفته عالمی را سر بسر
حكم عالمگير آن سلطان سليمانى بود
شهسوار عرصه ميدان ملك دلبرى
اختر برج سعادت ظل سبحانى بود
مهر و مه آئينه دار حسن آن رشك پرى
پرتو رخسار شمع صبح نورانی بود
چشمه لعل لبش آب حيات جاودان
قوت جان خسته زان ياقوت رمانى بود
ان نعم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
