Machine transcription
و پشرفت لشکر ایشان خیلی زیاد بود . زیرا مجردیکه شهر خوشی را
فتح نمودند ، لشکر آنها که بجوش و مستی فاتحیت آمده بود عقب
دشمنرا گرفته و تا زرغون شهر هم رفتند .
ولی در این پیشرفت يك خساره دیگر از طرف عقب کشیده شد . و
آن همینکه چون افواج سقوی که در پانخواب و در ویش هستند از دیگر طرفها
مطمئن بودند بر شهر خوشی حمله آورده و آنرا بخیلی آسانی بتصرف
خود آوردند . وقتیکه این خبر در بین لشکر منتشر شد . طبعاً
باید اوضاع ایشانرا پریشان میساخت : زیرا خوشی بيك حساب خــط
رجعت اعتبار میشود . لذا موضعات خود را یعنی میدان فتح شده
را گذاشته و برای تأمین خط رجعت خود بر گشتند . آقای جرنیل
صاحب وقتیکه این وضعیت را مشاهده نمودند لا چار يك عده را که با خود
داشتند خواستند که آنها را باستقامت وا دار بسازند . اما وضعیت که در
حقیقت خطر ناك شده بود لشکر بیراق را مجبور بعقب گشتن ساخت .
از این جهت بود که آقای جرنیل صاحب لا چار آمده و از راه های
خیلی خطر ناك و پر زحمت که شاید همان یکش برا که در این رجعت گذشتانده
اند از مهلک ترین و پر مشقت ترین شبهای حیاتشان بود رجعت نموده و
قراریکه پیشتر گفتیم بغتةً بدون انتشار در سجمك رسیدند .
**
و در حقیقت این وقایع اسفناك خاتمه دوره اول مجاهدان
فدا کارانه ناجی و نابغه وطن سردار سپه سالار صاحب بود ، که
باوجود اینهم ، سردار و لا میفرمودند ؛ «من بچنین ما کامیهای جزئی
هیچ مایوس نمیشوم : ومحدی ایستاده هستم که اگر احدی هم بدور
من نماند باز هم تنها بايك تفنگ خود برای انجام دادن آرزوی خویش و
نجات دادن وطن خواهم رفت » و بهمین ثبات و اصرار محکم بوده ، برای منعقد
شدن يك جر گه عمومی دیگر تا تجدید مساعیات نمایند بهر طرف دعوت فرستادند.
و از این تاریخ اعتباراً دوره دوم مجاهدات سردار و الا شروع میشود که در
اینجا وقایع قندهار را که در این تاریخ اهمیت پیدا کرده بود ذکر مینمائیم.
ـ ۱۸۹ ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
