Machine transcription
و کوهستانی بود و همه منتظر بیرون آمدن سقا بودند سقا بچه از یکی
از کلکین های عمارت بر آمده و با همان لهجه عامیانه خود نطق مختصری
نمود که مفاد آن اینست : من اوضاع کفر و بی دینی ولا قید گری حکومت
سابقـه را دیده و برای خدمت دین رسول الله (ص) کمر جهاد را بستم
تا شما بیادرها را از کفر ولاقید گری نجات بدهم ( و تقریباً مثلاً که میخواست
خط مشی خود را بیان بدهد ) این را هم در نطق خود اضافه نمود که
من بعد هم من پول بیت المال را به تعمیر و مدارس صرف نخواهم کرد
بلکه همه را به عسکر خود میدهم که چای و قند و پلو بخورند و بملا ها
میدهم که عبادت کنند ( بعد از آن دفعتاً سر بخشش آمده تقریباً تمام
رسومات دولت را از قبیل صفائی و مالیات و كمرك و غير آن همه را وعده
داد که نخواهم گرفت و بخشیدم ) و دیگر من پادشاه شما هستم و شما رعیت
من میباشید . دامنه نطق را هم بقصه های غیر منطقی که عامیت و جهالت محض
او را نشان میداد از قبیل اینکه « بروین بعد ازین همیشه ساعت خود را
تیر کنین . مرغ بازی بودنه بازی کنین . و ترنگ تارا خیش
بگذرانین ، خاتمه داده وا پس باطاق خود در آمد . نطق سقا در
اهالی کابل حتی طبقات عوام تأثیرات عجیبی از تنفر کرده بر سر زینه
کوتی مهمانخانه که سقا در داخل نشسته بود گیر و دار و زدو خورد
عجیبی بین مردمی که برای شنیدن ندق سقا یا دیدن رنگ او آمده بودند
و بین سپاهیان سقا بود .
انتظامات امنیتی داخل شهر بدست سید حسین و برادرش حمید الله
بود که بسواری موتر های تیز رفتار بايك عده از اعوان خودها در سرك
ها و بازار ها گردش کرده و تايك حدی از چپاول و دست اندازی مردم
جلوگیری میکردند ، حتی سید حسین دو سه نفر را که بر بعض دکانها
و خانه ها دست اندازی کرده بودند بجزای چوب زدن و گوش میخ کردن گرفتار
ساخته و همچنان حمیدالله برادر سقا از تشدد و زدن صرفه نمیکرد و سعی
داشتند که رنگ دزدی و اوباشی شان از زیر پرده دین و دیانت بمردم پدیدار
- ۹۷ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
