Machine transcription
بیچاره کابل با رنگ های باخته ودل های لرزان هر آن منتظر پیش
آمد جدید و خطر ناکی بودند .
هر چند از شب پیشتر میگذشت صدای فیر ها و آتش اشرار شدید
تر شده و از ارگ نیز تا ساعت دوی نصف شب فیر های توپ و تفنگ
و مترا لیوز جاری بود تا اشرار نقاط بلند حاکم بر ارگ را گرفته
نتوانند . حمید الله برادر سقو شب را در قوماندانی کوتوالی بسر برده
و ضمناً تا حدی از دست اندازی شورشیان جلو گیری می نمود .
این شب هولناک از بد ترین شب های بود که بر سر کابل گذشت و
اهالی تا صبح از صدای توپ و تفنگ و ترس جان چشم بهم نگذاشتند
سپیده دم قدری آتش از طرفین خفیف شده ولی هلهله وغامله
شورشیان از هر کنج و کنار کابل بلند بود . ارگ در يك
سکوت موحشی غرق بوده و گاه گاهی چند فیر تفنگ و یا مترا لیوز که
از داخل آن یا از طرف اشرار زده می شد این آرامش هولناك را اخلال
کرده وگوله های آن صوت زنان از فراز خانه های کابل میگذشت .
اشعهٔ اولین آفتاب بلندیها و نوکهای درختان این شهر ماتم زده را
در برکشیده و کم کم در اهالی کابل نیز حرکت وجنبشی محسوس شد و هر
قدر آفتاب بلند شده میرفت در مردم کابل نیز روح دمیده و آهسته آهسته کوچه
بندیهای خود را کشاده و باشور شیان می آمیختند اما ترسان و لرزان
قیافه های شورشیان که شب را به بیخوابی بسر برده و با
لباس های عجیب وغریب وتفنگ وتلوار وتبرچۀ شان در دل های اهالی كابل يك
رعب ووحشت زیادی تولید نموده و با هر دسته که مصادف می شدند
ظاهراً طرفداری نشان میدادند شورشیها دل بخته گی زیادی به افراد شاهی
نشان داده و از همه اولتر خانه های ایشان را می پالیدند
خود سقو هنوز درباغ بالا بود وسید حسین طرف ساعت های ٩
و١٠ قبل از ظهر بسواری موتر یکبار بازارها وسرك های كابل را دور
زده وضمنآ به اشخاصیکه دست اندازی میکردند جزا میداد .
- ٩٥ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
