Machine transcription
٤٨
سقوی حاضر بودم خود بچه سقو در آنجا حاضر و برای يك نفر منصبدار
نظامی که عازم بامیان بود هدایات میداد . درین اثنا شخصى وارد و يك
مکتوب سر بسته را به شیر جان تقدیم کرده برای حبیب الله بچۀ سقو
سلام کرد ، بچه سقو این شخص نووارد را مخاطبه کنان گفت .
« ابراهیم بیگ ! مانده نباشی ! جنابعالی چه حال واحوال داشت ؟
از ماخو خفه نشده است » .
شخص مذکور پس از اظهار احترامات جناب عالی و دعائیه خویش به
اشارۀ شیر جان از کوتی خارج و در برندهٔ سمت قصر دلکشا بر کرسی
منتظر جواب نشست - وزیر دربار مکتوب مذکور را بحضور بچه سقو
خیلی محرمانه که ابداً من از موضوع نفهمیدم قرأت و بعد از چند دقیقه
مذاکرات خصوصی شفاهی فیمابین خود ، بچه سقو از شیر جان جهراً
پرسید « دیگر چطور جواب نوشته میکنی » . . . ؟ شیرجان اظهار کرد
« چون سابق ازین درین باب مشوره محمد ولی خان آغا برای ما مفید
ثابت شده ، بهتر است که باز درین باب که شب او بدربار می آید مشوره
کرده فردا جواب داده شود » بچه سقو گفت « ای خدا ترا خیر بدهد فقط
از دلم گپ زدی » - پس ازین شیرجان ابراهیم بیگ مذکور را رخصت
وجواب را وعده بفردا داد . . . اگرچه باز من معلومات ندارم که
آیا محمد ولی خان نزد شان رفت یا خیر و هم گاهی قبل و یا بعد آن او را در
مجلس سقو ندیده ام . لاکن از قرار بیان متذکره بالا که بگوش خود
از زبان شیرجان بحضور بچه سقو شنیده ام مظنونیت محمد ولیخان بطرف
داری بچه سقو نزد من به کلی ثابت ویقین کامل دارم که محمد ولیخان بابچۀ
سقو رابطۀ مخصوصی داشته . از روی صدق و راستی معلومات خود را
عرض کردم ۲۰ دلو سنه ۱۳۰۸
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
