Machine transcription
شماره ۱۴ ۲۷ جلد سوم سال دوم
آمده بسیر مهتاب مصروف میگردید.
نظر بروایت مامور مخصوصیکه برایش گماشته
بودم ؛ یک قسمت از شب را سر پا ساکن، خمیده
کردن، چشمها بطرف صحرائیکه سر تا پا از نور ماه منور
بود دوخته بحال استغراق میگذرانید. سکون و آرام
او را آه کشیدنهای فاصله دار تعاقب میگرد. این
نوای بیصدا همیشه با یک آه مربوط بود. صدای
اشکها نیز با این انین رفاقت داشت.
طفل شل ما قدم زدن نمیدانست. او میدوید.
روزهای نخستین مبادا همین عادت او را سکته دار
نکنم وقت تفرج در کوچه های پاریس عقب این طفل
من هم میدویدم. چه، مخالف عادت او رفتار کردن
بیفائده بود. حتی این اعتیادات را در حیات تازه -
برای اینکه در حیات آینده او را مونس ساخته توانم
فکر امتزاج داشتم.
اجرتی هر طفل غلام جانی ۶۰۰ کاغذ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
