Machine transcription
شماره ۱۱، ۱۲ ۷۹ جلد دوم، سال اقل
قاتل برود. گویند روز عیدی که عامه خلایق در
مصلای معبود بوظایف عبادت مشغول گشته
بودند دزدان دغا پیشه در گوشه بقصد شکار دام
سجاد گستردہ بودند ناگاه فوجی عقاب در آسمان
بفغان آمدند چنانچه خلق از شور آن در تعجب
ماندند در آن حال بزبان یکی از دزدان بی
اختیار جاری شد که گویا این عقابان مقتدای
وصیت عابد خون او را از ما میخواهند جمعی
این سخن را استماع نموده مضمون را بعرض
والی رسانیدند حاکم شهر دزدان را گرفته
در ایذای آنان مبالغه نمود ایشان راه انکار پیش
گرفته والی پس از زجر زیادتی که نمود بخون
عابد معترف شدند دهر یکی را عقوبتی
کردند وَلَکُمْ فِى الْقِصَاصِ حَیٰوةٌ
یَا اُوْلِى الْأَلْبَابِ بیت دیدی که خون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
