Machine transcription
١٦
آن خود عیان است که دیده میشود. (باقی دارد) عبدالحق اعضا دارالتالیف
(تابستان)
ای تابستان! ای فصل حرارت خیز. ای موسم طاقت گداز، ای آنکه آفتاب تیری مغز ها را
در کله بجوش میآور و دولها را در بدن آب میکند شعله بازیها تو از بس که دوما هوان را
سوزان ساز و همه جا بوم و بر را زمین نفخه محشر بنظر درآوری در موسم تست که تپۀ
و خاکتوده کوچکی دم از کوه آتشفشان بزرگی زده حرارت خود را گویا مانند دریای
مذابه ولگداخته بفضا دشت سرمیدهد تا هر چه برخورد از خشك و تر هم را بنسوه
با آنکه مردم کشته نخود را در و کند توکشته بهار را در و کشیده میکنی و هر چه او از دس ها
دفینه خاک سازد تو همه آنرا بیرون برآورده بر باد دهی.
هیهات چه میگویم از اسراری که قدرت در ضمیر تو بود یعت گذاشته محیطه حیرت وا
تعجب است توئی که با خوب زشت شیوه گرمجوشی مرعی داشته مهر خود را از نیک و بد دریغ
نداری عالم همه دله خوار مانده احسان تست بر خوان حاضری تو از حبوبات ارزاق گوناگون
گرفته تا بد نقلیات و میوه ها بوقلمون که از بسیار و فور از حیطه شمار بیرونند هر نعمتی برا
مانی بی بر آ جمیع جیره خوارانت دست بدست پی در پی میرسد نمیگذاری که خواران را
نو مینو اوگدا گردند یا بقحط و غلا مبتلا شوند بلکه در بدو سیاه کندوی حرص آنانروزیت طالبان را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
