Machine transcription
۲۷۵
نرسیده است
از حسرت رخ تو که گشت از شراب سرخ
آید برون ز چشم من خسته آب سرخ
بر روی آفتاب بود پرده شفق
یا بسته بروی دل آرا نقاب سرخ
آهسته نه بدیده ام ای شه سوار پای
تا پای نازکت نکند این رکاب سرخ
جانا بزر دردئی مشت سیاه بخت
تا چند چهره تو شود از عتاب سرخ
رنگین ادای قصه عشقم چو عندلیب
زیبد چو گل کنم ورق این کتاب سرخ
گلگونه بخش چهره روشن دل است مرگ
آری شود بوقت غروب آفتاب سرخ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
