Machine transcription
۴۳۶
جداز کشتی می سیر باغ نتوان کرد (۱)
چنین که موج گل افگنده طرح طوفانی
گذار برحل افتاده عید قربان را
صبا بگوی بآزاده گان بستانی
که شمع جوش به پروانه خود افزاید
بهار بلبل خود را کشد بقربانی
* از قصیده سوم *
غنچه بیدار شد و سرد سچولان برخاست
بلبل و فاخته را از جگر افغان برخاست
خسرو چرخ به تخت حمل آرام گرفت
لشکر سبزه بتاراج زمستان برخاست
هر قدم صد گل الوان به کله گوشه زدند
(۱) در اینجا یادم آمد که یکی از شعرای سوخته و متاخر کابل اینمضمون را
لطافت ادا کرده موج گل از سر دیوار چمن میگذرد
کشتی باده بیارید که گل طوفان کرد ۱۲ خلیلی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
