Machine transcription
١٣
واموال شانرا باسم خراج میگرفتند - چون ایشان را جایگاه حصینی نبود اضطراراً
رضا بمالیت دادن نا ببر در ایام اولاد و احفاد شان بسیار شد، در میان آنها
زنی بود بغایت حسن و جمال، نام او شمیره جان افریدوان از فرزندان کیومرث
و این جماعت فرمان بردار او بودند روزی مجمعی ساخت و بآن جمع گفت که
چند خواری خراج گذاری کشیم و اموال بدان قوم دهیم اگر چنانچه شما از تدبیر و رائی
من تجاوز ننمائید ما و شما باندک فرصت ؛ از باج دادن خلاص شویم - آن قوم
بیکبار شرائط فرمانبرداری را قبول نمودند شمیره از جواب باصواب آن قوم ؛
خوشدل شد، گفت ای قوم! مصلحت آن ست که بتدریج و آهستگی درین نواحی
حصاری بسازیم و کاری بکنیم که چهار ساله خراج خود را بدانها بفرستیم تا دیگر بطرف
ما رفت و آمد نداشته باشند و از کار ما هم خبر نشوند و والی آن قوم را ہیاطله
نام شمیره مکتوبی نوشت بدو که :- همه ساله محصلین شما می آیند و با و شان زحمت
میشود چه میشود که چهار ساله خراج خود را بفرستیم تا ما و شما را دل نگرانی کمتر باشد
مکتوب شمیره بہیاطله رسید اینمعنی را غنیمت عظیم شمرد و ملک فرحون بن کوفال لون
را که از انبار ہوشنگ بود بفرستاد تا خراج چهارساله را از شمیره بستاند و بخزینه هیاطله
رساند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
