BrowseSirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām → page 85

Page 85

Sirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām · pages 1–689


Page image — the source of record

Scanned page 85 of Sirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām

Machine transcription

جلد اول ۷٦ کتاب ادب القاضی قبول نمودن قضاء وقتیکه ممکن باشد پادشاه در اقطع کردن خصومات فارغ باشد از برای ان جاست که تا قهر و تقدیر و اگر ممکن نبود پادشاه قطع کردن خصوصیات حال انیکه در شهر قومی بودند لایق و سزاوار مرا نقضا را گناه گار میشود ایشان بقبول نکردن امر قضاء همچنین مذکوریست در کتاب بزازیه وينبغى ان لا يطلب الولاية ولا يسالها بدان اي لا يطلب الولاية بقلبه ولا يسال بلسانه (ملتقى) وفى الينابيع الطلب ان يقول للامام ولنى والسوال ان يقول قاضي لونا كذا الامام قضاء بلدة كذا لا يجب الى ذلك وهو يطمع ان يبلغه ذلك الامام (ولوالجی) ولا يخاف من خصلة قضاء ان العدل والنول غرم فاعلمنه على ظنه (هدايه) اذ كا منجمد اختا د لا يوفق لله ولا يعينه عليه بخلاف ان الجبر عليه حمد ولا بيا سوال الا اذ كان هواها هل للقضاء دون غيره نجن ندر ففرت عليه بالنظار سيما الحقوق العباد اخذا للقاضى من المتفارخلاصه و مینماید اینکه طلب نکند کسی ولایت قضا را و سوال نکند از را یعنی طلب کنند ولایت قضا را بدل و سوال با بیان و در کتاب ينابيع ذکر شده است که طلب قضا انست که عرض کند بپادشاه که ولایت قضا بر من مفوض فرما و سوال من اینکه بگوید مرد ما راکه اگر پادشاه مرا قاضی فلان شهر کند هرآئینه قبول میکنم این امرا و حال آنکه طمع داشته با دین که میرسد این سخت بپادشاه و قول صحیح این است که در آمدن در امر قضا رخصت از جهت طمع در عدل و ترک کردن قضا عزیمت است زیرا که مینماید که خطا شود کمان او وقتیکه مجتهد باشد و توفیق داده شود از طرف حق جل وعلی شانه با و در اقامت عدل ایاری مینماید او را بیکار قضا و اقامت عدل دیگری از علما و حال اینکه چاه نیست در معاونت غیر در کار قضا م متل را گر ترک قضا عزیمت نیست وقتیکه باشد خوداور بر امر قضارانه دیگری پس در نوقت قبول کردن قضا بر او فرض است از جهت نگاه داشتن حقوق بندگان خدا تعالی جل شانه و خالی کردن عالم از فساد قالعالمص الله فرض عين ان تعين وفرض كفاية لمشاطران علد زوجرد غيره لكن من حقه وهوكر، عند خوف العجز او الحيف ويفض ان يكون صواعند غالب ظنه او يجود في الحكم ومباخ كماتك مناه نفي كل هذا ملخصه ما علاها يحرم عليه الاخرا فيه قطعا الجوبي پس حاصل اینکه معین قضا فرض عین است در وقتیکه همین شخص معین باشد و دیگر شخصی لایق قضا نباشد. علام

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām, page 85. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0016/85 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0016/85
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record