Machine transcription
جلد اول ۵۸ کتاب ادب القاضی
الدرجه في يد احدهم وعلى علو سفل لدرجة طريق للآخر الى منزله فانه يقضى بالدرج لصاحب
السفل ولصاحب العلو طريقه على الدرج على حاله (ايضاً) سرائی در دست قومی بود و سهم
کدام را از ایشان کنارۀ معلومی بود از ان سرا و دران سرای زینۀ بود استطاق خمیده و زیر ان
زینه در دست یکی از ایشان بود و پشت آن زینه راهی بود مردیگر را بعلو وخانه و منزل او پس
بدرستی که درینصورت حکم کرده شود بان زینه برای صاحب خانۀ زیرین در صاحب بالاخانه را آن بر است
بر بالای آن زینه بر حال خود ان داركان على رأس الدرج الموضعى هو على منزل صاحب السفل وهو
طريق لصاحب العلو اختصموا فى المر قشر فالمرفش كله لصاحب السفل لكن لصاحب العلو
عليه الممر على حاله (قاضيخان) اگر بر سر زینه روزن بود که آن روزن بر خانۀ
و منزل صاحب خانه زیرین بود و آن روزن راه بود برای صاحب بالاخانه
دعوی کردند صاحب بالاخانه و صاحب خانۀ زیرین دران روزن پس تمامی ان روزن صاحب
خانۀ زیرین راست لیکن بر صاحب بالاخانه راه بران روزن حق گذشتن است بران حال که بود
ولو انهدام السفل بلا صنع ربه لم يجبر على البناء ولأذى العلوان يبنى ثم يرجع بما انفق ع
يبنى باذنه أو اذن قاض او (مختار) او كان فى موضع لم يكن هناك قاض (قاضيخان)
ولا بقيمة البناء (در مختار) و به يفتي والصحيح ان المعتبر فى الرجوع قيمة
البناء يوم البناء لايوم الرجوع (رد المحتار) واگر خانۀ زیرین ویران شد بغیر از فعل صاحب
آن جبر کرده نشود صاحب اسفل باباد کردن آن وست مرصاحب الاخانه را که بنا کند خانۀ زیرین را
وبعد از ان رجوع کند بان چیزی که خرچ کرده است اگر بنا کرده بود باذن صاحب آن خانه زیرین و یا
باذن قاضی یا در جائی بود که قاضی در انجا نبود واگر بنا کرده بود بدون اذن صاحا خانه زیرین و بدون
اذن قاضی در جائی که در آنجا قاضی بود رجوع کند بقیمت آن بناء بر همین قول فتوی کرده شده است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
