Machine transcription
جلد اول
۴۵۹
كتاب القاضی
يصح النصب كذا في الذخيرة (عالمگیری) و همچنین قاضی مقرر كند متصرفی را در زمین وقف و آنزمین وقف کر باشد
کسیکه وقف براء شده است در ولایت آن قاضی نیز رکعته است قاضی رکن الاسلام علی سغدی رح
که روائیست این مقرر کردن قاضی آن متصرف را و اگر احتمالیکه وقف برا یشان شده است
در ولایت قاضی بودند پس اگر آن کسان طالبان علم بودند یا اهل یک قریه بودند یا کسان شهر رو شده
بودند یا انکه چیزیکه وقف کرده شده بران مسافرخانه بود یا کاروان سرائی بود یا مسجد بود و آنزمین وقف
گرده شده در ولایت آنقاضی نبود پس مقرر کر آن قاضی متصرفی را گفته است رکن الاسلام رح که گر
آن کسی که حکم بر او میشود حاضر نبود صحیح میشود مقرر کردن قاضی آن متصرف را و اگر حاضر بود صحیح نمیشود آن
مقرر کردن او همچین ذکر شده است در كتاب ذخيره و قدیس رشيد الدين فى فتاواه اليتيم اذاكان
بخارى لا يجوز نصب الوصى من قاضى سمر قند ولوكان الموقوف عليه بسمرقند
والمتولى والمدعى عليه ببخارى صح حكم القاضى ببخارى بانه وقف على فلان
ويكون المتولى قائما مقام الموقوف عليه ويكتب الى قاضی سمر قند ليسلم الى المتولی
(فصول عمادی) و ذکر کرده است رشید الدین رح در فتاوای خود که یتیم اگر در بخارا با شد
مثلاً روا نیست مقرر کردن وصی از قاضی سمر قند و اگر بود کسیکه وقف بر او کرده شده در سمرقند
و بودند متصرف وقف و مدعی علیه در بخارا روا است حکم قاضی بخارا باینکه این زمین
وقف است بر فلان و میشود متصرف وقف استاد در بجای کسیکه وقف بر او شده است
و بنویسد قاضی بخارا بقاضی سمرقند که تسلیم کند آنزمین وقف را بآن متصرف ولو قدم غرماء
الميت الى القاضي فقالوا ان فلاناً مات ولم يوص الى احد ولنا عليه ديون والقاضی
لا يعلم بذلك فقال لهم القاضى ان كنتم صادقين فقد جعلت
هذا وصيا فى تركته قالوا يرجى ان ليسعه ذلك ان عرف عدالة الوصى
فایده
در اینکه یتیم در یک شهر باشد
و قاضی در دیگر شهر وصی
استاد کند
برای او
فایده
در آمدن دین داران مرحم
نزد قاضی که فلان مرده است
و وصی نکرده اند و هیچ کسی را
و گفتن قاضی که این را
وصی گردانیدم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
