Machine transcription
جلد اول
۳۰۴
کتاب ادب القاضی
ولوا دعی انه اشتری من فلان قبل شری المدعی به الدار فانه خصم يقضى له بالدار وينقض البيع
الثانى فان كان المدعى لم يشهد شهوده على قبض البایع الثمن فان القاضى ياخذ منه الثمن
ويكون عنده اللباويسلم الداراليه (فصول عمادى) واگر مدعی دعوی کرد که بدرستیکه من خریده ام ای سردار
از ان فلان پیش از خریدن انکسی که سرای در دست اوست پس بدرستیکه این مدعی خصم است قاضی
حکم کرده میشود برای او بان سرای و میشکند آن فروختن دویم او پس اگر شاهدان مدعی گواهی نداده
بودند بقبض نمودن فروشنده بهای انسرا را پس بدرستیکه قاضی میگرد از مدعی آن بها را و باشد
آن بها امانت نزد قاضی برای آن فروشنده و پسپرد آنسرا را بمدعی و ذكر في مختصر الحاکم رحمه الله تعالى
غاب الراهن فقال المرتهن عبد من فريد بن بم من قبل فلان بكذا وان هذا غصبه منى او استعاد
منى اواستاجره منى واقام البينة يدفع اليه ( فصول عمادى )
و ذکر شده است در کتاب مختصر حاکم رحمه الله که اگر گرو دهنده غایب شد پس گرو گیرند و گفت
که آن مال گرویست در دست من از طرف فلان باین قدر و بدرستیکه این مرد غصب کرده است
آنرا از من و یا بعاریت گرفته است آنرا از نزد من و یا باجاره گرفته است آنرا از من و گذرانید
شاهدانرا بران گفته خود داده میشود آن مال بآن مدعی قال محمد مع في الزيادات امة في يد عبد
يقال له عبد الله فقال رجل يقال له ابراهيم لرجل يقال له محمد يا محمد الامة التي في يد عبد
كلله
كانت امتی بعتها منك بالف درهم وسلمتها اليك ان عبد الله قد غصبها منك و صد محمد في ذلك
وعبد الله منكر ذالك كله ويقول الجارية جاريتي فالقول في الجارية قول عبد الله ويقضى بالثمن
لابراهيم على محمد لانهما تصادقا على البيع والتسليم وتصادقها حجة في حقها
(عالمگیر ی) گفته ست امام محمد رحمه الله در کتاب زیادات که کنیزی در دست مردمی بود
که گفته میشد مر اور اعبدالله پس گفت مردی که گفته میشد مر اورا ابراهیم مر مردی دیگر را که گفته میشود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
