Machine transcription
جلد اول
(۱۵۲)
كتاب أدب القاضی
و بپرسد از عدالت شاهدان و بشنود اقرار او را و حکم نکند آن مرد بآن شاهدان و آن اقرار ولیکن بنویسد
آن شاهدی و آن اقرار را بسوی القاضی و برساند آن را بسوی القاضی تا که حکم کند در آن حادثه خود القاضی
در این صورت نیست مر آن خلیفه را اینکه حکم کند و جز این نیست که بکند آن چیز یرا که امر کرده بود او را
قاضی بآن و وقتیکه رسانید آن امر را بقاضی پس بدرستی که قاضی حکم کند بآن شاهدی و نه بآن اقرار بلکه
یکجا کند مدعی و مدعی علیه را و امر کند مدعی را به باز گذرانیدن انشاهدان پس وقتیکه شاهدی دادند شاهدان
بآن حادثه بحضور مدعی و مدعی علیه پس در این وقت حکم کند القاضی بآن شاهدی قالوا هذه المسئلة
يغلط فيها القضاة فان القاضی يستخلف رجلا ليسمع الشهادة في حادثة ثم يكتب
اليه بكتاب الخليفة ذلك ثم يكتب الى القاضي انهم شهدوا عندی بکذا ویکتب
الفاظ الشهادة او يكتب ان المدعى عليه اقر عندى بكذا فيقضى القاضى بذلك
من غير اعادة البينة عنده فلا يصح هذا القضاء لان القاضى لم يسمع تلك
الشهادة ولم يسمع ذلك الاقرار فكيف يقضى بتلك الشهادة
وبذلك الاقرار باقرار الخليفة الا ان يشهد الخليف مع اخر
عند القاضی علی اقراره ويكون فائدة هذا الاستخلاف ان ينظر
الخليفة هل للمدعى شهود او يكذب فلعل له شهودا الا انهم
غير عدول وقد لا يتفق الفاظهم فيفوض القاضى النظر في ذلك
الى الخليفة ( قاضیخان ) گفته اند مشایخ رحمهم الله تعالی که در این مسئله که گذشته
غلط میشوند قاضیان پس بدرستیکه قاضی خلیفه میگرداند مردیرا برای اینکه بشنود شاهدی شاهدان
در حادثه بعد از ان خلیفه نوشته میکند بکتابی آن حادثه را بسوی قاضی بعد از ان نوشته میکند
بسوی قاضی اینکه بدرستی شاهدان گواهی دادند نزد من باینچنین و نوشته میکند لفظهای شاهدیرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
