BrowseSirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām → page 159

Page 159

Sirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām · pages 1–689


Page image — the source of record

Scanned page 159 of Sirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām

Machine transcription

جلد اول ۱۵۰ کتاب القاضی که قاضی حاضر نمیشود بآن مهمانی مهیا نکند انرا و همچنین صحح است در تراجم مهمانی خاص پس اگر شخصی را عادت بو بود بمهمانی کردن قاضی پیش از قضای او در هر ماه یکبار پس بعد از قاضی شدن او در هر هفته او را مهمانی میکرد می شایدا قاضی قبول نکند آن مهمانی و را و اگر شخصی بعد از قاضی شدن قاضی طعام را مهیا کرد بسیار تر از ان فییکه قاضی نبود قبول نکند قاضی انرا مگر وقتیکه مال میزبان زیاده شده باشد که از جهت زیادت مال در طعام زیادت نموده باشد نه از قضای قاضی و همچنین گفته است در کتاب تا تارخانیه و في فتح القدير وكل من عمل للمسلمين عملا حكمه لهدية حكم القاضى ظاهره انه يحرم قبولها على الوالى والمفتى (بحر رائق) والله بحقيقة الحال وان عدم القبول هو المقبول (رد المحتار) در کتاب فتح القدیر مذکور است اینکه هر کسی که عمل میکند برای مسلمانان یک عملی را از اعمال پس حکم او در هدیه گرفتن حکم قاضیست پس ظاهر از قول اول اینست که قبول هدیه حرام بر حاکم شهر و مفتی و خدايتعالی بحقیقت حال دانا تر است بدستیکه قبول نکردن هدیه امریست که قبول کرده شده فایده هدیه گرفتن حرام آ بر هر حاکم که مسلمانزا باشد فایده مهمانی کردن قاضی نزد خضین پچ نزد علماء رحمہ الله تعالى ولا يضيف احد الخصمين دون خصمه (هدايه) ولو اضاف الخصمين جميعا لا با سريح (كفايه) وقال في النهر و قياسه انه لو ساوهما او اشار اليهما معا جاز (رد المحتام) و قاضی مهمان نکند یکم از مدعی مدعی علیه را بدون دیگر خصم او اگر مهمان نمود هر دو خشم را یکجا باکی نیست بان گفته است در کتاب نهر فائق که بر برو اوردن مهمانی قاضی مدعی و مدعی علیه هر دو را قیاس است اینکه اگر قاضی با هر دوای ایشان سخن مخفیه بگوید یا بهر دوی ایشان اشاره نماید یکجا رواست (لباب السادس في التقليد والعز باب ششم ثابت است در بیان مقرر کردن پادشاه قاضی و بیان مغزول کردن وی او را و اذا قلد السلطان رجلا قضاء بلدة كذ الا يدخل فيه السواد والقرى مالم يكتب منشور البلدة والسواد وقاضيها (ع) او قتیکه مقرر کرد پادشاه مردیرا برای قضای یک شهر داخل نمیشود در ان مقرری او روستا و قریها تا انکه نوشته نباشد در فرما او شهر و روستا یعنی قریہ السلطان اذاتا ل جعلتك قاضيًا ولم يذكر فى اى بلدة لا يصير قاضيا فى البلدة الذي هو فيه والمختارانه يصير قاضيا بجميع بلاد السلطان كذا في الخلاصة وهو الاظهر والاشبه باب ششم در تقلید و عزل قاضی

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām, page 159. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0016/159 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0016/159
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record