Machine transcription
جلد اول
۱۳۷
كتاب اداب القاضی
یطلبه (قاضیخا) و اگر دعوی کرد شخصی حقی را بر پسر نابالغ که منع شده بود از تصرف پس اگر بنمود
او را شاهدان بر مدعای خود قاضی آن پسر نابالغ را حاضر نکند و اگر اخبار کرده شد بقاضی که فلان
شخص زن خود را سه طلاق داده و بمراه او یکجانه نشست درخواست دارد یا شخص آزاد را غلام
ساخته اگر اخبار نموده بود او را با شیای مذکوره دو مرد عادل لازمست بر قاضی که طلب کند شخص مذکور را
بسیار سختی و اگر خبر دهنده یک مرد عادل بود یا عادل بنود اما غالب بر گمان قاضی بود که در اخبار خود
صادق است پس بهتر است که طلب نماید او راه اگر غالب بنود بر گمان او که صادق است بر قاضی طلب اور
لازم نیست ولو ان رجلانم للقاضى ان لى على فلان حقا وهو فى منزله لایخرج
عنى ولا يحضر معنى ان القاضی بشخصه فان لم يقدر يكتب الى الوالى
في احضاره فان قال الوالي لا اظفر بريسال المدعى عن القاضی ان يختمر الباب
والمختم عليه فان القاضي لا يجيبه الى ذلك الا ان يأتِ بشاهدين انه
في منزله فان شهد ابذلك سألهما القاضي من اين علما فان قالا لا
رأيناه في منزله اليوم اوامس او ما اشبه ذلك فان القاضى يختم على بابه
ويجعل بيته حبسا عليه ويسد اعلاه واسفله حتى يضيق الامر فيخرج وان
قالا رأيناه منذ شهر لا يلتفت الى كلامهما لانه قد يغيب اذا طالت المدة
وتقدر ذلك بثلثة ايام (قاضیخان) و اگر شخصی گفت بر قاضی را که مرا بر فلان شخص حق است
و او در خانه خود پنهان شده است از من حاضر نمیشود بمراه من در محکم پس قاضی را شخصا را گر قدرت داشته
باشد حاضر نماید و اگر قدرت نداشته باشد برای حاکم وقت بنویسد که آن شخص را حاضر نماید پس اگر حاکم و
بگوید که من ظفر نمی یابم بآن شخص و سوال نمود مدعی از قاضی بر مهر نمودن دروازه مدعلی علیه را و مهر نمودن آن
بر دروازه او قبول نکند قاضی سوال مدعی را مگر اینکه مدعی بیاورد دو نفر شاهد انرا بر اینکه مدعی علیه درخا
[Margin:]
پنهان شدن مدعی علیه
و منع زدن قاضی دروازه
او را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
