BrowseSirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām taʼlīf-i kitāb-i mustaṭāb bi-saʻy-i Mīr ʻAlī Jān Khān va ʻAbd al-Rāziq Khān bi-taṣḥīḥ-i faz̤āyil va favāz̤ilʹnishānān-i ʻulamā-yi mutabaḥḥirīn-i mīzān al-taḥqīqāt-i sharʻīyah bi-saʻy va ihtimām-i Muḥammad Sarvar Khān → page 749

Page 749

Sirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām taʼlīf-i kitāb-i mustaṭāb bi-saʻy-i Mīr ʻAlī Jān Khān va ʻAbd al-Rāziq Khān bi-taṣḥīḥ-i faz̤āyil va favāz̤ilʹnishānān-i ʻulamā-yi mutabaḥḥirīn-i mīzān al-taḥqīqāt-i sharʻīyah bi-saʻy va ihtimām-i Muḥammad Sarvar Khān · pages 1–917


Page image — the source of record

Scanned page 749 of Sirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām taʼlīf-i kitāb-i mustaṭāb bi-saʻy-i Mīr ʻAlī Jān Khān va ʻAbd al-Rāziq Khān bi-taṣḥīḥ-i faz̤āyil va favāz̤ilʹnishānān-i ʻulamā-yi mutabaḥḥirīn-i mīzān al-taḥqīqāt-i sharʻīyah bi-saʻy va ihtimām-i Muḥammad Sarvar Khān

Machine transcription

جلد چهارم ۷۲۰ کتاب الدعوی آن کنیز را که وطی کرده در اول پیش دستی که ثابت میشود بنسب هیچ کدام از ان دو ولد از ان مردولیکن آزاد میشوند نصف هر کدام از ان دو ولد و آزاد میشود نصف هر کدام از دو کنیز و سعی کند هر کدام از ان دو کنیز و هر کدام از ان دو ولد در نصف قیمت خود و وارثان رد کننده نمی شوند به نصف بهاسی هر کدام از دو کنیز را ونصف تاوان جماع هر کدام را از متروکه آن مردو پس اگر خرنده نمردہ بود و دعوی کردند هر دو ولد را و فروشنده نیز دعوی کرد نسب هر دو ولد را پس حکم این هر دو وجه است اول انکه اگر دعوای فروشنده پس از دعوای خرنده بود در توجه صحیح است دعوای فروشنده در ان ولد یکه رد کرده شد برا و در مادرا و پهر هر که آورده باشد آن دو ولد را بکمتر از شش ماه از وقت فروختن او یا بیش ماه و اگر خرنده و فروشنده یکجا دعوی کردند هر دو یی آنرا درین صورت اگر ان کنیز آورده بود هر دو ولدا بکمتر از شش ما پس دعوای فروشنده صحیح است در انولدیکه برای فروشنده گردیده است صحیح نیست در ان ولدیکرد برد را گردیده است که اگر ان دوکنیز اور ده بودند آن دو ولد را بکمتر از شش ماهی دعوای فروشنده بهتر است در هر دو ولد همچنین ذکر کرده شده است در کتاب محیط بائع امرو لد او المشتری یعلم ان امرولد للبایع فجاءت بولد فادعاه المشتری لا تصح ويكون ابن البایع و ان نفا لا يثبت المشتری استيفا ويكون للبايع بمنزلة امه وكذا لو يعلم المشتری بانها امر ولد للبائع الا ان الولد يكون اذا نفاه البایع ادعاه المشترى كذاني المحيط النی تالگیری کسی فروخت ام ولده خود را در حالیکه خرنده میدان که آنام ولد است در فروشند د پس آورن به لدی و دعوی کر دن ولدار فرند یچ میشود وعوی فرند و ولایدر فروشنده است واگر فروشند نفی کر نفت و لد ر ثابت نمیشودت به از فرند دوری تیجان آن ادیمانند م فروشند ابر زاوا و و همچنین کس اگر خر ندمیدانست نام لا فروشند اتهم الاواد میان در نوشتن کند زرا و ودعوی کند ز ا خرد همین ذکر کرده است در کتاب محمد السبر الفصل الثالث في دعوة الرجل ولد جارية ابنه فصل سوم ثابت است در بیان دعوی کردن مرد نسب ولد کنیز پسر خود را - ولادیت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām taʼlīf-i kitāb-i mustaṭāb bi-saʻy-i Mīr ʻAlī Jān Khān va ʻAbd al-Rāziq Khān bi-taṣḥīḥ-i faz̤āyil va favāz̤ilʹnishānān-i ʻulamā-yi mutabaḥḥirīn-i mīzān al-taḥqīqāt-i sharʻīyah bi-saʻy va ihtimām-i Muḥammad Sarvar Khān, page 749. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0014/749 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0014/749
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record