Machine transcription
جلد دوم
٦٣٧
کتاب الشهادة
ولوكان المقتولان ابنی رجل واحد وقضى القاضی له بالقصاص
وقتل الاب بابنیه ثم رجع الشاهدان عن قتل احدابنیه فلاتما عليهما في المحیط (عالمگیری)
و از امام محمد در کتاب امالی روایت شده است که دو شاهد گواهی دادند بر مردی که بادرشتی این مرد
بقصاص کشته است پسر این مرد او نیز گواهی دادند همین دو شاهد بر همین مرد قاتل که بدرستی او بقصاص کشته است
پسر این مرد دیگر را و مثال اینکه هر دو پسران دو کشته شده دعوی میکردند آزاد وارث دیگر این دو کشته شده
غیر ازین دو پدر نبود پس قاضی حکم کرد بقصاص و آن دو پسران دو کشته شده کشتند او را بعد ازان
آنگواهان رجوع کردند از گواهی خود بکشتن یکی از ان دو پسر و گفتند که کشته بود پسر این مرد را
تاوان ده میشود نصف دیت آن قصاص کرده شده را و اگر آن شاهدان رجوع نکردند بودند
از گواهی خود لیکن از ان دو پسر گیرنده آمد پس ولی آن کشته شده را که بقصاص کشته شده است
اختیار است که نصف دیت او را تاوان بگیرد اگر می خواهد از هر دو شاهد و اگر می خواهد یا واین کیم
آنرا از پدری که کشنده است و پسر او زنده آمده است و اگر هر دو پسر کشته
شده پسران یکمرد بودند و قاضی حکم کرد برای انمرد بقصاص کردن و آن پدر کشت
آن کسی را که گواهی بر او داده شده بقصاص هر دو پسر خود بعد از ان هر دو شاهد رجوع کردند
از شاہدی کشتن یکی از ان دو پسر او پس هیچ تاوانی بر ایشان نیست همچنین ذکر شده است در کتاب محیط
الباب التاسع في الرجوع عن الشهادة على الشها باب نهم ثابتت دربیان
حکم رجوع کردن شاهد از گواهی بر گواهی واذا رجع شهود الفرع ضمنوا (هدايه) وهذا بالاتفا
(فتح القدير ) ولو رجع شهود الاصل قالوا لم نشهد هكئذ الفرح على شهادتنا فلافنا عليهم
وكذالوقالوا رجعنا ولا الفرع ( درمختار ) ولا يبطل القضاء بخلافت قبل
القضاء اذا نكر الاشهالا يقضى بشهادة الفرعين كما اذا رجعوا قبل (هدایه و فتح القدام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
