Machine transcription
جلد دوم
۵۹۷
کتاب الشهادة
تاوان ده میشوند حصه آن مال را که میراث برده است آنرا آن پسر برای پسر دیگر و همچنین اگر مردی میرا
از برادری که مشهور و معلوم بود پس دعوی کرد مردی که بدرستی که من پسر آن مرده ام و گواهی دادند دوشان
برای او بپسر بودن او و حکم کرد شد برای او بمیراث بعد ازان رجوع کردند از گواهی خود تا وانده نمیشوند
حصه آن مال را که آن پسر میراث برده است برای برادر آن مرده ولو كان صبي في يدي جل
لا يعرف احر ام عبد وشهد شاهدان على اقراره انه ابنه فاثبت القاضي نسبة ثما القوالب
و قضى له بميراثه ثم رجعا عن شهادتهما لم يضمنا شيا كذا في الحاوي اليهما، واگر کودکی در دست مردی بود
که معلوم نبودکه ایا آن کودک آزاد است یا غلام و دو شاهد گواهی دادند با قرار آن مرد باینکه بارستی
انکو دک پسر من است پس قاضی نسب آن پسر را ثابت کرد ازان مرد بعد از ان مرد آن مرد
و قاضی حکم کرد برای انکودک بمیراث آن مرد بعد از ان رجوع کردند انکو اهان از گواهی خود که براه
انکودک را کرده بودند تا وانده نمیشوند چیز را همچنین ذکر شده است در کتاب حاوی ولوات
صبيا صبية سبيا وكبر اوعتقا وتزوج احدهما الاخر تم حاء حربي مسلما واقام بينه
انهما ولدار فقضى القاضي بذلک و فرق بينها ثم رجعا عن شهادتهما لم يقبل رجوعهما
عن شهادتهما ويمنع الزوج ان يطارها وان علم انها شهد ا بزور ولا يضمن الشاهد أشيا عن يالكيد
و اگر مردیستینکه پسر خورد و دخت خورد از دار حرب ببندی آورده شدند و کلان شدند و آزاد کرده شدند
و یکی از ایشان دیگر را بنکاح گرفت بعد از ان کا فر حربی که مسلمان شده بود آمده دعوی کرد دو شام
گذرانید که بدرستی این هر دو ولدان من اندپس قاضی حکم کرد بان ولد بودن ایشان و جدائی کرد
میان ایشان بعد ازان رجوع کردند آنشا هدان از گواهی خود قبول نمیشود رجوع ایشان از گواهی نشان
و منع کرده شود شوهر از اینکه وطی کند آن زنر اگر چه معلوم شد که بدرستی شاهدان بدروغ شاهدی
داده اند و تا وانده نمیشوند آنشاهران چیزیرا نیز و ماه ولو كانت صبية في حبر رجل فزعم انها امته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
