Machine transcription
جلد دوم ٥٤٣ کتاب الشهادة
تم رجعا عن شهادتهما فلا ضمان عليها و الوکیل ضامن لما استهلك من ذلك وكذلك
لو شهدانه وكله بقبض وديعة او غلة او ميراث او غير ذلك كذا في الحاوی (عالمگیری)
در رجوع کردن گواهان در دعوای وکیلی پس در کتاب محیط ذکر شده است که دوکس
گواهی دادند که بدرستی فلان مرد وکیل گردانیده است این مرد را بقبض کردن دین
خود از فلان کس در حال آنکه آن فلان دیندار اقرار میکرد بدین او پس قاضی حکم کرد
بگواهی ایشان برای وکیل بآن دین و قبض کرد وکیل آن دین را و تلف کرد آنرا
بعد از ان پس از سفر آمد صاحب دین و منکر شد از وکیل کردن بعد از ان رجوع
کردند گواهان از گواهی خود پس هیچ تاوانی نیست برایشان و آن وکیل تا وانده
می شود چیزیرا که هلاک کرده است از ان دین و همچنین حکم است اگر گواهی دادند
که بدرستی فلان وکیل کرده است این مرد را بقبض کردن ودیعت خود
یا بقبض کردن حاصل ملک خود یا بقبض کردن میراث یا بقبض کردن
غیر آن همچنین ذکر شده است در کتاب حاوی و فی المنتقی شاهدان شهد
علی رجل انه اقر لهذا المدعى امر بالف درهم وقضی القاضی وقبضها منه
تم رجعا عن شهادتهما فلما اراد القاضی ان يضمنها الالف قال نحن نجیئك
ببيئة ان هذا الذى قضيت عليه قد اقر لهذان المقضى له بهذا الالف
منذ سنة قال لا اقبل ذلك منها واضمنها الالف (عالمگیری) و در کتاب منتقی ذکر شده
که دو کس گواهی دادند بر مردی که بدرستی او اقرار کرده است برای این مدعی بریا
ہزار در هم و قاضی حکم کرد بر آن مدعی علیه بآن هزار در هم بعد از ان رجوع کردند آن
شاهدان از گواهی خود پس هر گاه که اراده کرد قاضی که تاوان بگیرد از شاهدان آن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
