Machine transcription
جلد دوم
۴۳۸
كتاب الشهادة
قول شاہد که این مدعی وارث آنمرد ه است نا چار سیست صحیح شدن گواهی باینکہ بدرستی که او پسر سپر ویست
و یا دختر پسر مرد است از این قول شاهد که این مدعی وارث اوست رجل ادعى انه وارث فلان
المیت و اقام شاهدین فشهدا انه وارث فلان الميت لاوارث له سواه فان
يسألها عن السبب لا يقضى قبل السؤال لاختلاف اسبابها والقضاء بالمجهول متعذر فان مات
الشاهدان او غا با قبل ان يسألها لا يقضى بشيئ كذا في فتاوی قاضيخان (عالمكيرى)
مرد می دعوی کرد که بدرستی وارث فلان مرده ام و گذرانید شاهدان را پر گواهی دادند شاهدان
او بانیکہ بدرستی این مدعی وارث آنفلان مرده است مرا آن مرده را وارثی مجزا نیست پس سیدی
قاضی پر سید آن دو شاهد را از سبب دارت بودن او حکم کند قاضی پیش ازین پرسیدن از جهت اختلاف
سببهای وراثت و حکم قاضی بچیز نامعلوم دشوار است پس اگر آن دو شاهد پیش ازین پیمان
قاضی مردند یا غایب شدند حکم نکند قاضی پیچ چیزی ہمچنین ذکر شده است در فتاوای قاضیحان
واذا شهدا انه مولاه لم تقبل لان المولى مشترك فان قالا هو مولاه اعتقه ولا
تعلم له وارثا غیره فحينئذ تقبل (بحر رائق) واکر دو شاہد گواهی دادند باینکه بدستی این
مدعی مولاسی مرده است قبول کرده نمیشود زیر که لفظ مولا مشترک است میان آزاد کننده کردیم
را می برد و آزاد کرده شده که نمی بردمیراث را پس اگر شاہدان گفتند که این مدعی مولاسی آن مهدام
که آزاد کرده بود او را ومیدانیم غیراز مدعی وارث دیگر اورا پس موقت قبول کرده میشود گواهی
ایشان اذا شهد شاهدان ان فلانا اعتق هذا الميت وان هذا الرجل عصبة
الذي اعتق لا تقبل شهادتها مالميبينا سبب العصوبة انه ابن الذي اعتق
ا وابوه او اخوه او ما اشبه ذلك كذا في المحيط (عالمكيرى) وقتیکه گواہی دادند و شاهد باینکه بدرستی فلان ازار
کرده بود این مرده را و این مردم مدعی عصبہ آنکسی است که آزاد کرده بود آن مرده را قبول کرده
قرار داد او را کنیم
میشود مگر اینجهت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
