Machine transcription
جلد دوم ۲۲۳ کتاب الشهادة
عبده هذا اذا شهد للثانى بعبد آخر فان شهد بعين العبد الاول
للثانى بعد القضاء وذكرا الرجوع ردت شهادتهما على الرجوع وتقبل
شهادتهما بالوصية للثانى وان لم يذكرا الرجوع لا ترد والعبد بينهما فيها
نصفين هذا اذا شهد بالوصية للثانى فان شهد بالعتق بعد القضاء
بالوصية للاول بالعبد او بالثلث ردت سواء شهد باعتقاق عبد آخر
او بذلك العبد ذكرا الرجوع او لم يذكر اكذا فى الكافى ولكن يعتق العبد
وتجب السعاية عليه هكذا فى المحيط (عالمگیری) مردی مرده سه غلام را میراث
گذاشت که قیمت هر سه ایشان برابر بود پس دو شاهد گواهی دادند که بدرستی این مرده وصیت
کرده است باین غلام برای این مرد و حکم کرد قاضی بآن غلام برای او و گواهی دادند دو وارث
مرده بوصیت کردن آن مرده بدیگر غلام برای مرد دیگر رد کرده میشود گواهی آن وارثان و گر
گواهی دادند آن وارثان برای آنمرد دوم پیشتر از حکم کردن قاضی برای اول قبول میشود
گواهی ایشان آنغلام مرد دوم است اگر آن وارثان گواهی خود ذکر کرده بودند رجوع کردن مردم
از وصیت اول هیچ چیزی نیست مر آن مرد اول را و اگر ذکر نکرده بودند آن رجوع را پس هر کدام آن
دو مردان را نصف غلام او میشود و این حکم وقتی است که وارثان گواهی بدهند برای مرد دوم بدیگر غلام
پس اگر گواهی بدهند بعین غلام اول برای مرد دوم بعد از حکم کردن قاضی برای مرد اول و ذکر کرده باشند
رجوع کردن مرده را از وصیت اول او رد کرده میشود گواهی ایشان برجوع کردن مرده
و قبول کرده میشود بوصیت کردن او برای مرد دوم و اگر ذکر نکرده باشند رجوع کردن
مرده را از وصیت اول او رد کرده نمیشود گواهی ایشان و درین هر دو صورت غلام
در میان آن مردان دو نصف میشود و این حکم وقتی است که آن وارثان گواهی بدهند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
