Machine transcription
جلد دوم ٢٠٨ کتاب شهادة
تقبل شهادتها فى حق فلان الثالث اذا اطلقا الشهادة اطلاقا وفى هذا الوجه
لا تقبل الشهادة اصلا (عالمگیری) وقتیکه گواهی دادند دو مردان که بدرستی
وفلان را بر این مرد هزار درم است پس این گواهی بر چند وجه است وجه اول آنکه ایشان
تصریح کنند بشریکی چنانکه گواهی بدهند که ما را وفلان را بر این مرد هزار درم است
شریک میان ما و آن فلان پس درین وجه هرگز قبول نمیشود گواهی ایشان
وجه دوم اینکه تصریح کنند بقطع شریکی چنانکه بگویند که ما گواهی میدهیم که بدرستی
مر فلان را بر این مرد پانصد درم است واجب شده بر او بسبب علیحده و مارا
بروی پانصد درم است واجب شده بر او بسبب علیحده پس درینوجه قبول میشود
گواهی ایشان در حق آنفلان وجه سوم انکه مطلق ذکر کنند شاهدی را پس درینوجه هرگز قبول نمیشود
گواهی ایشان زیراکه احتمال شریکی را دارد ثلثة نقولهم علی رجل دين فشهد اثنان منهم على
الثالث انه ابراء المديون عن حصته لا تقبل شهادتهما لانهما يدفعان شركة فيما يقبضان
من المديون وكذا لوقبضا شيئا من المديون ثم شهدا انه ابراء عن حصته (قاضيخان)
هر سه کس را بر مردی دین بود پس دو کس از ایشان بر سوم ایشان گواهی دادند که بدرستی وی ابرا کرده است
برای مدیون از حصه خود قبول نمیشود گواهی ایشان زیراکه ایشان از خود دفع میکنند شریک شدن
سوم را در چیزیکه از دین دار میگیرند و همچنین اگر ایشان قبض کرده بودند چیزیرا از دیندار بعد ازان گواهی دادند
که بدرستی آنمرد سوم ابرا کرده است برای دیندار از حصه خود قبول نمیشود گواهی ایشان بران سوم ولو
كان لواحد على ثلثة دين فشهد اثنان ان الداين ابراهما وفلانا عن الالف فانكانوا
كفلاء لم تقبل والا فان شهدا بالابراء بكلمة واحدة فكذلك ولا تقبل كذا فى المحيط البرهاني بجوافى
و اگر شخصی را بر سه کس دینی بود پس دوکس از ایشان گواهی دادند که بدرستی صاحب دین ابرا کرده است برای ما و برای فلان
گواهی دو نفر از شریکان
بر مردی بر ابرا سوم قبول
نمیشود و بالعکس
از هزار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
