Machine transcription
( ٩٦٦ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
مكتوب فرستاده جویای حال و امال عبدالحمید خان شد و او در پاسخ نامۀ حکمران هرات نگار داد
که عبد الحمید خان با کسانیکه از هرات فرار کرده و در مشهد جای گرفته اند قرار داده است که از راه موضع پس
کمر خود را در علاقۀ بادغیس رسانیده آشوب فتنه برافروزد بعد ایقان از راه معاضدت او دارد آمیر زمین گفته
بازوی کین گشایند و حکمران هرات این نامۀ قونسل دولت انگلیس را ارسال پایه سریر سلطنت داشته بخالفة افغان
حاکم غوریان و پوینده خان حاکم بادغیس نگاشت که خالداد خان با چهل سوار در دهنۀ ذو الفقار تپده در انسداد راه
عبور عبد الحمیدخان قراول اقام نماید و پاینده خان بیدار و هوشیار بوده در حراست سرحد نیک مواظب باشد و عبدالحمید
خان خود را در موضع کلران رسانیده و باهل عسکر بيك سر حده ار آنجا دو چار گردیده و از تراد و تپاز خود او را
معرفی کرده اسپ سواری او را با کره اسپی که از خود داشت مبادله نمود و عهدنامه رقم کرده بوی داد که هر گاه
حداش در افغانستان صاحب مکنت واقتدار کند با او سلوك نيك مرعی دارد بعد از راه قره تپه داخل خاك مقبوضۀ
دولت روس شد و از آنجا باهمراهان خویش و فرارشدگان هزاره قلعه نو که روی از سیادت واطاعت ایندولت
برتافته در ظل حمایت روس جای گرفته بودند از عهده راه همه جانبه سواران مقیمی توره شیخ برداشته و غلته
برسر ایشان تاخته یکی را بخاک هلاك انداخته دیگران را مجرون ساخته مال و متاع و اسپ و سلاح ایشانرا غارت
کرد و شهزاده خان با جماعۀ از سواره نظام ارقنای او در همسایه انتقام شده دو تن از یاران او را گرفتار ساخته در هرات
فرستاد و سیف الاد فرامرز خان یکی را بدهن توپ بر بسته دیگری را آماج گلولۀ تفنگ دسته
از پیاده کان نظام نموده پاره پاره و هلاك کرد و عبد الحمید خان جرات مقامت را در خاک باد غیس
نتوانسته با یاورانش از راه مراجعت داخل با خرزا ز خاك مملکت ایران شد و از جمله یارانش شهزاده
غفور سدوزائی باچند سوار وارد موضع پس کمر و گرفتار دست ذو الفقار خان گشت و اویش بخراست
در مشهد نزد نصرت الملك والی خراسان فرستاد و او غفور را نظر بند نموده حاکم با خرز را فرمان کرد که
عبدالحمید خانرا نیز گرفتار و در محبس مشهد مقید بدارد روی باز یار و اما عبد الحمید خان از صدور اینحکم والی خرسان
آکاه گردیده خود را از راه خفا در مشهد رسانید و نصرت الملك او را با مرواشاره قونسل دولت انگلیس در تحت
شحنه نظر محفوظ فرموده از گردش و فتنه انگیزدن بازداشت و از بوی حضرت والا قبل از انگاه از با خرز
در مشهد شده نظر بند گشت از نامه قونسل دولت انگلیس که بحکمران هرات فرستاده و او چنانچه گذشت ارسال پایۀ
اریکه امارت نمود بر ماجرا و مخیم و ادعای عبد الحمید خان آکاه کشته بقلم خاص در روز سوم ماه ربیع الاول برای
حکمران هرات نوشت که از دست آن نکوهیده اطوار کاری برنمی آید اما مترقب حال بدخواهان دولت که مقیم
هرات و نواحی آن بوند باشد تا خلل اندا از امن و رفاهیت احوال مردم آندود نشوند
ذکر حرکت نمودن روسیان جانب پامیر و مرغابی
و مانع شدن سرحد داران ایشانرا
ذکر حرکت نمودن روسیان جانب پامیر و مرغابی و عهد انضاعیف واقعا تیگۀ رقم گشت نامۀ از افسر روسی که در واز را تصرف کرده و با چیزی از سپاه نظام
و توپخانه در انجا اقامت گزیده بود بغلام حیدر خان کهشان و سر حده ار موضع روشان رسیده چون نوشته بود که
از راه بارتنك و روشان چیزی از توپخانه و سپاه جانب پامیر و مرغابی جاده پیما میشود متصدی عبور و مرور
ایشان نگردد و همچنین مکتوب عزیز خواجه و امام نظر نامان وقایع نگاران ماوراء النهر مشعر بعزم و ارادۀ
مذکور روسیان بکشان مزبور رسید و او روسیانرا مانع از عبور راه مسطور گردید و انگاه که جنرال سید شاه
خان از ماجرا آگاه کشت با من و فرمان حضرت والا بخامه محبت اثرا امۀ مودت در صفحه ملایمت روسیان نگار
داد که از راه بارتنك و روشان ترک عبور کرده سلسه جنبان خلاف قواعد دوستی و قوانین دولتی نشوند چنانچه
روسیان ترك عبور از بارتك و روشان کرده از دیگر راه كه خارج از خاك افغانستان بود متوجه پامیا شده در موضع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
