Machine transcription
(۹۲۹)
( جلد سوم )
( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان )
( سراج التواریخ )
راه فرار جانب دیگر ولایات پیش گرفته پرا کنده و منتشر همی آمدند تا که رفته رفته گاو و گوسپند رو غلت
نهاده ورعیت کسب فلاحت وزراعت را فرو گذاشته کوشت و روغن و علوفه اندك كرديده كرانی مأ كولات
در مملکت سرایت کرده اسعار ترقی پذیرفت و امور معیشت عامۀ خلق بعسرت انجامید و از انسوی جنرال میر
عطا خان محمد حسین بيك اعلى وابراهيم بيك سر جنگل وسلمان بيك وزت و يوسف بيك مخش را که از فتر ليكان
چنانچه در سابق اشارت رفت گرفتار سلاسل واغلال ادار کرده بود با اهل و عیال ایشان و جمعی از اسیران
اشرار هزاره و اسبان و اسلحه و مال و متاع ایشان مصحوب نجفعلیخان اچیدن وصدتن از پیاد کان و صد تن
سوارۀ فوج نظام رهسپار کابل ساخت و هم هفتصد رأس گوسپند که مردم هزاره باسم سیور سات در اردوی
او آورده و از مخارج سپاه افزون شده بودند محمدست محمد افضل خان کیبل کابل نمود و هم چنین جنرال شیر محمد
خان چهار صدو بیست میل تفنك و پانزده قبضه شمشیر و ده میل تفنکچه ویکصد و هفتاد راس اسپ و سه راس
استر و چهار سر کره اسپ که از مردم سکنۀ مواضع خودی و کورکه وتیملی وسنك موم و جمار اسپان هزارۀ
دای کندی بدست آورده بود بذریعه سپهسالار غلام حیدر خان که راه باز گشت جانب ترکستان بر گرفته بود
ارسال کابل نمود وهم بزند امیر محمد خان یکصد و پنجتن از عیال واطفال میران و میرزادگان بخاب و تكاب مرك
و غرجری را که خود ایشان محبوس در کابل فرستاده شده بودند با هفتصد و چهل و دو میل تفنك مصحوب
محمد حسین خان سارجن فوج سوارۀ عباسی و دو هزار و چهارصد و بیست و يكميل تفنك وسى ميل تفنکچه و
يك هزار و سه صد و پنجاه و هفت عدد کرکچه و سی وهفت قبضه شمشیر وسی و نه قبضه سیلاوه و هفده قوطی
باروت بصحابت سارجن محمد خان و دوصد و شصت و چهار میل تفنك و پنج قبضه سيلاوه و سه ميل تفنکچه
و شش قبضه کرچ و یکمیل قره بینه و یکصد و نه عدد کر کچه و بیست و هفت راس اسپ مصحوب محمد اسلم نام
سپاهی و یکصد و پانزده تن سید و کر بلائی و زوار و هفت راس اسپ و سی و پنج راس مادیان بصحابت نوروز
علیخان از سواران فوج دوم شاهی ارسال کابل کرد و از جانب دیگر کہند جان حاکم هزاره بهسود حيدر بيك
مكك ومهراب بيك واسد الله بيك پسران ميراليم بيك را كه در بغاوت شيرنك اهل ضلالت بودند گرفتار غل
وزنجیر ساخته با اهل و عیال ایشان در کابل فرستاد وهم عبد الكريم خان حاكم يكه اولنك سى رأس اسپ که
بدست آورده بود روانه کابل نمود و از قفای همه کہند جان عیال و اطفال سه صدو بیست و سه تن سید و کر بلائی
وزوار هزاره بهسود را که خود ایشان را برکد امیر محمد خان در کابل فرستاده بود بامال و منال ایشان ارسال
کابل کرد و همدرین ایام حضرت والا از جمله بیست هزار روپیه تنخواه سالیانه محمد اکبر خان کردابی قوم مهمند
که خود او وداغ جهان کرده برحمت حق واصل شده بود ده هزار را برای محمد اعظم خان قوم قریب او
بانصف پیاد کان تحت رایت آن مرحوم که هشتاد و سه نفر و نصف بودند مرحمت ومعین فرمود و او در پایان
کار از عریضه و استدعای میرزا عبدالرحیم خان سر دفتر قطغن که خواهش تقرری جهت انجام خدمت دولت کرد
از کابل مأمور آنجا شده چندی روز خدمت بسر برد و همدر خلال اختلال و ضمن احوال مذکور و پسرای
کشور هند جهت تعیین خط ونقاط فاصلۀ بين دولتين انگليس و افغانستان از هند بامور ویدخشان با ناماون
وعيال مهمند ووزیری و کاکر و چمكني بذريعة مكتوب از حضرت والا خواهش اجازت راه دادن یکتن از
افسران دولت انکلیس را در کابل کرده چون نگار داده بود که یکی از افسران بارك دولت موصوفه با چند
تن خدمۀ خود شرف اندوز محفل فیض موصل حضرت اقدس میگردد و بعضی از سخنان دولتی را بعر مرض
میرساند ملتمسش پذیرفته کردید و بامر حضرت والا رای و پسرای ارقام رفت که کسی را که کمبل درکاه
عالم پناه میدارد میباید شخصی باشد که سزاوار مکالمه بوده مختار بسخن و امور لازمه باشد و جواب شایسته
کفته بتواند واظهار واقرارش در پاداش کار بیاید بورد خلل باز نیارد و در پسرای کشور هند در پاسخ این
کیبل
کابل نمودن
افسران سپاه
نظام اشرار
هزاره و
اسلحه ایشانرا
تنصیف
فرمودن
حضرت والا
تنخواه محمد
اکبر خان
کردابی را
شرح پذیرفته
کشتن
خواهش و
پسرای در
باب امدن
مامور در کابل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
