Machine transcription
( ٩١٥ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیرعبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
جمعش بوده واز غفلت وبطالت آنرا حصول نکرده حال میخواهد وجوه قبل از رسیدن وعدۀ آن را واصل
خزانه کند دولت اورا چنین امر نکرده است که تاجران قندهار را اذیت و آزار نماید و ایشان از پرتو وصول
افکندن این منشور مرفه الحال وفارغبال گردیده از بست بیرون شدند ووجوهیرا که حواله شده بود بوقتش
رسانیدند و محمد دینونمت سه لك وبیست و هفت هزاره یکصدو نود و يك روپیه از درك اجاره زکوه دواب ومواشی
و فروعات مردم کوچی پشت رودی بزمۀ کمال خان و آقا محمد خان پسران تاجو خان اسحق زائی قرار قبول
و اعترافی خودایشان ثابت گردید. هر دو تن در قندهار محبوس شدند و دریلان کاریزکان قوم ایشان حاضر قندهار
آمده بمانت وجوه مذکوره را برعهدۀ خود نهاده بدفتر پادشاهی سند دادند که بخزانه عامره رسانند و وجه
قلیل را از جمله وجوه مذکوره هر دو برادر از خود دادند
نقل عریضه سپهسالار غلام حیدر خان توخی که پس از حصول اجازت
آمدن در کابل از شالکوت ننگاشته ارسال پایه سریر سلطنت داشت )
وجوه ذمت
کمالخان واقا
محمد خان پسر
ان تاجو خان
نقل عریضه
سپهسالار
غلام حیدر
خان توخی
و ازانسوی سپهسالار غلام حیدر خان توخی پس از پرتو وصول افکندن منشور اجازت دستوریکه بنام او
و برادرش و غیره فراریان شالکوت شرف نفاذ یافته بود عریضه نگار داده در کابل فرستاد که فرار کردن او
نخست از بخره ی خودش و دوم از نوشتن سردار نور محمد خان حاکم سابق قندهار بوقوع پیوست که معروض
داشته بود که غلام حیدر سه لك رو پیه از مال دولت برداشت کرده است سوم سردار شمس الدینخان بعرض رسانیده بود
که چهار هزار تفنك از مال دولت نزد او میباشد چهارم بعضی از حاسدین در کین او افتاده و زبان دوستی حرف
و ستم داد که که رو بفرار نهاد و اکنون منشور مرحمت ظهور بپرتو وصول افگنده دران مندرج و مرقومست
که اگر بیاید منصب سابقش داده نمیشود و همین رای او کافیست که از ذلت وعسرت غربت نجات یافته باقوم
و قبیلهش روز معیشت بسر برد و با وجود صدور حکم اقدس در منشور مذکور بازهم سه جست از دولت دارد
اول تسلیت و اطمینان خاطر از طرف قرین الشرف برایش حاصل گردد که مورد عتاب نگردد دوم مراحم سابفه
ملوکانه شامل حال او باشد سوم دوازده هزار و دو صد روپیه وجه برداشت خود را قبل از فرار کردن تحویل خزانه
نموده سه هزار و هفتصد روپیه که بزمۀ او باقیمانده امیدعفو آنرا دارد و حضرت والا بخط خاص برای او نگار
داد که من خدمات زمان اقامۀ سمرقند وفرار بودن آنوقت شهارا مدنظر دارم و روزی را که در سمرقند وماوراءالنهر
بامن بسر برده اید فراموش نکرده ام و سردار نور محمد خان و سردار شمس الدینخان از چیزیکه نوشته اید نگفته
و کاهی معروض نداشته بودند و بدون از حرفه وران بازار قندهار که یازده هزار روپیه با شما گفتگو داشتند
و من از ایشان گواه از مردم بیرون شهر طلبیدم و آنها حاضر نیامده ترك دعوى ومطالبه وجه کردند دیگر
هیچ امری نبود که شما فرار کردید و خدا میداند که حرفی نبود باقی تسلی شما بچه حاصل میشود اگر بخدا
و رسول او باشد و شما او تعالی را میشناسید و با من روز کاری بسر برده اید بیائید نمیدانم شما را چه شده بود
که از خانه دوست بمهربان خود رفتید زیاده چه بگویم که اطمینان خاطر شما بشود فقط
شرح حال اشرار هزارگان نکو هیده کار خسارت مآل
وازانسوی در خلال وقایع مسطوره اشرار هزاره در ساعت نه از شب شنبه هشتم ماه ذی حجه براردوی
سپهسالار غلام حیدر خان سپهسالار سوم که در موضع لعل چنانچه گذشت فروکش کرده بود از راه شبیخون
حمله کرده و تا ساعت دوازده هنگامه پیکار را استوار داشتند و بسیاری از اشرار بدمنش درین حمله ویورش
از گلوله توپ وتفنك کشته کشته اکثر بفاصله بیستگام از دهن توپ بخاك هلاك افتاده مابقی از راه هزیمت رو
بفرار نهادند وسیزده تن از احاد و افراد سپاه مقتول ومجروح گردیده دیگر آسیبی ندیدند و پس ازین محاربه و
حصول فتح سپهسالار غلام حیدر خان برگد امیر محمد خان نیز با اردوی تحت رایتش بلشکر او پیوسته و اوبازده
ضرب توپ برسم پذیره و تبريك ورود برگد موصوف کشاد داد بعد سپهسالار راه سرتراش اشراریکه در شب
شرح
حال اشرار
هزاره
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
