Machine transcription
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیرعبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
هر کدام بمنزل ومقام خود فرستادند که گرفتار امور عيال داری شده از خدمت بازنمانند واز آنسوی درخلال
این هیاهوی ترکد محمد صادق خان که از قندهار چنانچه گذشت با دوفوج پیاده نظام هیباتی ونورزائی وچهار
ضرب توپ روی ستیز بسوی جبال مسکونه اشرار هزاره نهاده بود وارد علاقه کچاب گشته بگوتمالی
وسرزنش اشرار پرداخت ومقارن اینحال جنرال میرعطا خان که درحجرستان چنانچه بشرح رفت رسیده توقف
ورزیده بود از آنجا راه کوه بیرون مرجه بپیا گشته واهالی واثقال اردويش را با بنه وآخرون ویکفوج پیاده
نظام و چهار ضرب توپ ودوصذ سواره نظام وكندك خان حاکم هزاره بهسود وفيض الدیخان كرنيل درعقب
گذاشته امرکرد که از قفا بمرجه بيا شوند وخود باسه فوج پیاده وشش ضرب توپ و چهار صد سواره نظام
ازبهر هیرمند عبورکرده و شب را درکناز نهر بسر برده بعد براه افتاده درموضع بیآب روز یازدهم ذیقعده
باردوی ترکد امير محمد خان ملحق شد ودرین ميان سپهسالار غلام حیدر خان پس از فتحیاب شدنیکه آنفاً
رقم شد منشی محمدیوسف خان حاکم کیمرد وسیغان را با کرنیل دوست محمد خان و ششصد سوار نظام بساعت
دوازده از شبی بآبای سرزنش هزاره کانیکه درکهداری پناهیده بودند کرد و ایشان ایلغار نموده بساعت هشت
ازروز باناشرار دوچارگردیده بسیارش را قتیل وجریح واسیر ساخته اسپرانرا باهزار كاو وكوسپند دولتخواه
آورده همه اسیران را بامر سپهسالار از دم تیغ گذرانیدند وپس از حصول این فتح بجاعت قلاع اشرار را که
ازموضع بیدامیر تا موقع قوم آبه وسرجنگل واقع بودند آتش زده بسوختند ومقارن اینحال جنرال میر عطا خان
وتركد امير محمد خان از موضع بچاب برخاسته درعلاقه ورث فروکش کردند واشراريكه درآنجا بودند وبراه
شقاوت می پپودند از ورود سپاه پادشاهی حالت گمراهی خود را درتباھی دیده قرار بپیمار ادبار گردیدند
ومير وفتن جنرال وتركد مذكوران زبان استالت بدالت واطاعت ضغفای رعیت کشوده وهمه را ازسیلبت مطیع
و منقادنموده بمأوى ومسكن ايشان باز آوردہ جای دادند واشرار نيكوهيده كردار چون محمدحسين بيك اهل
وابراهيم بيك سرجنگل وغلام حسين بيك کوه برون ويوسفعلی بيك سرخ كچك ومحمد پبروز خان بيقوری
که از راه فرار درموضع پناه دوتاخن و دهن آب قول شده قرابر گرفته بودند راه چاره را از شش جهت
مسدود دیده طريق فرار جانب سنگ تخت دای کندی اختیار نمودند ودیگران چون سلیمان بيك بن ناصربيك
ورث بادرار على بيك يسرش وغلام حسن بيك سرخ جوی ويوسف بيك تخت وغيره با اهل وعيال ایشان
وجمعی از سرکشان درغارليكان درآمده پناه گزیدند وجنرال میرعطا خان از موضع ورث راه تعاقب پناه گزینان
غارمزبور برگرقته چون وارد موقع تك اسپین واقع زیرکتل غار مذکور شد اکثر از پناه گزیدگان غار فرار
نموده مابقی سنگری دردهن غار افراشته همت بر مدافعت گاشتند وجترال میرعطا خان درقرب غار فروکش کرده
باعداد رجال راه فراز اشرار را بربسته غار درشد کانرا درسنگنای محاصره انداخته خود بفراهم کردن اسلحه
منهدم ورث وتسلية افراد رعايا که بكوه رفته بودند پرداخت و میرحيدر نام ورث را مأمورگرفتن سلاح هزارکان
دورازصواب وصلاح که تسليت يافته در مساکن خود قرار گرفته بودند کرد واز هزار کان اندرون غار یکدوتن بیرون
آمده وبا سپاهیانیکه ایشانرا بانحصار انداخته بودند دلیرانه جنگيده باز پس بغار میشدند تا که دیدار على بيك از
جملة هائیکه در بیرون غار میكرد ازضرب کلوله سپاهیان کشته گشته ديكر ازغار برنیامند تا كه اسير وكرفتار
شدند ومحمد جلال اختلالیکه رقم شده آمد را می نامی ازاهل ذمه درمزار شریف بمیل خاطر پذيرای دین
حنیف اسلام كرديده وپس ازقرائت و ادای کلمة طيبة ( لا اله الا الله محمد رسول الله ) انکار نموده باز بداء گرائیده
وقاضی آنجا بعد از گذشتن شهود برایان آوردن او حكم برجم وسنگسارش کرده صورت حال وجمله احوال او
را ارسال پایه سریر سلطنت داشتند چمرشد مذکور را معطل بصدور امر اقدس گذاشت و حضرت والا که همواره
دراجرای چنین امور شرعیه تحقیقات وتدقیقات بليغ میفرمود ومساعی جميله وخوض وغوركامل بکار برده
بدا امربقتل نمی نمود علمای متبحر ملت واهالی محکمه شریعت را گرد آورده فتوی خواست واشان مسایل
شرح اسلام آوردن ومر تد شدن را محمد نام هنود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
