Machine transcription
(٨٨٥)
(جلد سوم)
(شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان)
(سراج التواریخ)
سیراب خواهند نمود چون سخن بآب درنجا رسید بلكونك حرف دیگر درمیان آورده گفت امیر بخارا در پطرزبورغ تشریف برده ایا سرهنك از رفتن او در آنجا خبر دارد سرهنك لم گفته بعد بلكونك بزبان سوال گفت که در باب رفتن او چه میگوید خوب کرده است یابد سرهنك گفت میشاید که جهت تمشیت امور نزديك ودور خویش راه مشقت سفر پیش گرفته در آنجا رفته باشد اینرا گفته و باهم وداع کرده باقامتگاه خود بازگشت و آنگاه که یار پادشاه با چهار تن از افسران بزرك سپاه وارد شوره شدیدعوت دوستانه درك ملاقات او را نیز کرده بازگشت و او در موضع شوره اساس حصار شهری نهاده در عشق آباد رفت ومقارن اینحال حکمران هرات سیزده تن از افسران فوج نظام عهد امارت اعلیحضرت امیر شیرعلیخان مرحوم چون عبدالعظیم خان وغلام رضا خان وغلام حسن خان ويار ان خان وسردار خان و امیر محمد خان ومحمدسیان خان و جان محمد خان وشیرو خان و گل محمد خان وفتح محمد خان ومحمد رحیم خان ودیگر فتح محمدخان نامان را از طوائف ومردم قلجائی وكابلى وقزلباش وروخه بانی وفبند هاری وسفالیانی واسفزاری والكوزائى وغورى وقره لشینی ورباط سلمانی وكوشكکى ونورزائی که از دیرگاه بامر اقدس محبوس و در زندان کوتوالی هرات بودند بفرمان طلب در کابل فرستاد و همدرین ایام حضرت والا قرآنیرا که بغایت مذهب بودوقف روضه رضویه دام قدسها کرده و در هرات فرستاده حکمران آنجا را فرمان کرد که یکهزار روپیه قرآن را لوحه سیمین ساخته وعبارت وقف آن کلام مجید خدای مجید را در صفحه آن نگاشته ارسال مشهد نماید که از دولت افغانستان در ان مزار فیض آثار بیاد کار گذارد واو برطبق حكم اقدس قرآن شریف را ارسال مشهد مقدس نموده بنام حضرت والا در ان مرقد منور نهاد
(ذکر گرفتار شدن خدا دادخان بلوچ بدست انگلیسان)
وهمدر خلال احوال مذکوره برین نام انگلیس از قوت سلمين نام ناظم مهام شالكوت آگاه کردیده بامر و فرمان ویسری کشور هند بمحکمه نظم ونسق آنجا جای گزید وبحزم اینکه خدمتی که دیگران تاکنون نکرده اند بدولت انگلیس کند خداداد خان سردار بلوچ را از راه ملاقات در شالکوت دعوت نمود وخوداو تقاعد ورزیده سپه سالار وجنرال لشکر ومستوفی خویش را نزد ناظم مذکور فرستاده پیام داد که چون ولایت وخوداو تعلق بافغانستان دارد با کار گذاران انگلیسش سروکاری نیست که از راه اطاعت حاضر شالكوت شود و ناظم شالكوت ازین پیام او در بی تملش افتاده آن سه تن را بمژده ونوید عطای زر فریفته آماده قتل خداداد خان کرده رخصت مراجعت داد وچون هرسه تن باز کردیده نزد خدا داد خان رسیدند از زبان ناظم شالکوت باو گفتند که هردو موضع داور و مستنك را بدولت انگليس تفویض کند واو كه تا اینوقت از کید ایشان واقف نبود ابا نموده از ایشان مشورت جست وازجمله آنسه تن مستوفی دیوان بلوچیه که در حیلت از دیگران استادتر بود رای داد که هر دو موضع را بدولت انگلیس سپرده در عوض مالیات آنها مواجب کافی حاصل کنند وخدا دادخان سرباز زده سخن اورا نپذیرفت واو در ظاهر گفت که پس میباید پسرم در شالکوت نزد ناظم آنجا شده ازین عملش باز دارد و باو نامه و پیام برده بگوید که داور ومستنك وغيره مواضع از مضافات کلات نصیر همه تابع وخراج گذار قندهار بوده وهست هرگز بدولت انگلیس مفوض نخواهد گشت ودر باطن پسر خود را از رأیکه درقتل خان زده بودند آگاه کرده گفت که به بهانه نامه و پیام بردن درشالکوت رفته برین مذکور را از قراریکه در باب قتل خان با او داده و پیمان درمیان نهاده اند آسوده خاطر سازد که هروقت فرصت بیابد او را بقتل رسانند اما خدا داد خان قبل از آنکه پسر مستوفی غدارش راه شالکوت برگیرد بمضمون (گل سرجا وزالائين شاع) از کید آنان آگاه کشته مستوفی وپسر و تعلقاتش را که دواز ده تن بودند تمام بقتل رسانید و اجنت بلوچستان با دیگر انگلیسان ازماجرا آگاه کردیده بخداداد خان پیام دادند که حاضر شالکوت شود والا با زموضع سبوى وشالكوت لشکر تاخته قتل و غارتش کنند وخدا دادخان ازین پیام انگلیسان آهنك مدافعه ورزم کرده بتهیه لشکر پرداخت و پسر خود را با جم غفیری در کلات نصیر گذاشت و خود با ششصد تن در موضع جالا اقامت
فرستادن
حکمران
هرات
افسران امیر
شیرعلیخانی
را در کابل
وقف کردن
حضرت والا
قرآنیرا بنام
حضرت امام
رضا
گرفتار
دولت
انگلیس
شدن خدا
داد خان بلوچ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
