Machine transcription
(۸۷۲)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
سرقت نمودن دزدان گوسفندان مردم سارق را
غوری وبغلان فرستاده سید جعفر خان حاکم آنجا ایشانرا در موضع حسن تال جاوخرج وزمین جهت فلاحت وزراعت از دولت داده از جور وستم کار گذاران دولت روس که بایشان رسیده و باعث فرار ایشان گردیده بوده آرمیده خاطر ساخت و محمد دین الهم محمد کریم خان حاکم رستاق وحیدالله خان ضابط عمل ودخل زرشویی دوهزار وهشتصد وهفتاد وپنج مثقال طلای خالص که از حاصل عمل زرشویی ایصال بدست آورده بودند ارسال کابل نموده
تحویل کار کنان ضرابخانه شده بسکه مروجه رسیده تفویض خزانه دار دولت گشت و از دیگر سوی در خلال احوال مذکوره گلدی نام شبان چهار صد و هفتاد و نه راس گوسفند از جمادی تاقوم سارق سکنه بولقان را از راه سرقت برداشته براه دولتشآباد روی بسوی اندخود نهاده بدست سرحد داران ایندولت افتاد ایشان او را با گوسفندان مسروقه اش نزد محمد افضل خان قرت حاکم شبرغان فرستادند و مالك گوسفندان نامه از حاکم غجده بنام جنرال غوث الدینخان در باب استرداد آنها حاصل کرده مصحوب شتر مرغ کان در میمنه فرستاد و او نامه حاکم نجده را با حامل ان نزد محمد افضل خان حاکم شبرغان گسیل کرد و محمد افضل خان فرستاده مالك گوسفندان را لاونعم نگفته نامه حاکم غجده را ارسال پایه سریر سلطنت نمود و حامل ان که جوابی نشنید از برده خاطر نزد جنرال غوث الدینخان باز گشت و همچنان در راه حصول جواب نامه حاکم غجده سرگردان بود که فرمان بنام محمد افضل خان که بدستور العمل جواب خواسته بود بعز حضور و الا شرف نفاذیافت در روز هجدهم ماه شعبان مزارسال بدینرقت که گوسفندان مسروقه را بمالکش سپرده سامی وجاهد باشد که کسی يك راس گوسفند كوجك را بكوسپند بزرك مبادله نکند تا کار گذاران دولت روس نیز اقتفای (۱) خادمان ایندولت نموده در عالم همجواری اموال مسروقه رعایای دولت افغانستان را بدون مذاکره و مقاوله مسترد کشند اما هوا خواهان دولت روس رعایت حق جوار را نکرده با وجود اینکه به رفتار متمدنانه ایندولت که مال مسروقه دزدان سکنه مملکت آندولت را مسترد میفرمود شبانان را باراده اینکه اندك اندك خاك حق و حصه ایندولت را متصرف شوند بتخریب روح فاصله سرحدیه ترغیب کردند که قدری پیشتر نصب علایم کنند و قدامهای متعلقه افغانستان را تصاحب نمایند چنانچه میرابو طالب خان آگاه گشته و بحضرت والا آگهی داده قبل از آنکه روح مخرو به دست شبانان مفقودالاثر کردند با مهرو فرمان اقدس همه را در مواضع متعینه بهمان اساسی که نهاده شده بودند برافراخته پرداخت و هم محمد افضل خان گوسفندان گلدی نامرا پس از پرتو وصول افکندن منشور بنکه مذکور شد مسترد کرده رسید حاصل نمود و هم در ینوقت حاضران ترکستان نه هزار تنکه بشرف بای و دوتن دیگر از تاجران مزارشریف داده بفرمانیکه بنامش شرف نفاذ و صدور سال یافت امر کرد که شش راس مرکب (۲) که قوی هیکل از بخارا بخرد و ایشان چنانچه بیاید سه راس الاغ
(۱)
اقتفا بکسر اول و حرف چارم با بمعنی پیروی
شرح بکر گذاران کارگذاران دولت روس
(۲) مرکب مطلق می گویند اگفته میشود در اینجا مراد از خراست
شرح حال بقیه اشرار هزاره
(۳)
در اصل یزد است مگر نویسندگان افغانستان بی یای قسمت و حقف و واو ودال مینویسند
خرید. بکابل کابل داشتند و هم در خلال احوال پیشتر بیان مجدداه توقیع بيك هزار و پیصد و هفتاد و شش تنکه از دفتر سنجش بنام عمال وضباط وحکام ترکستان حواله شده و بمحصول پوسته مندرجاً ومتتا بعاً تفويض قل محمد خان خزانه دار وتحويل خزانه عامره شد وهم در خلال واقعات مذکوره رسول خان هزاره شوی و یوباش و تاجى خان هزاره قلندر که بلیت و اهل روز پیر بوده از در قاه چنانچه گذشت هواخواهان دولت را بفریب امروز و فردا معطل داشته از راه اطاعت پیش نمی آمدند از گرفتار شدن دیگر بزرگان هزاره خائف و هراسان گردیده طریق خلاف و عده خویش گزیدند و کرنیل فرهاد خان بنامه و پیام جنرال شیر محمد خان یکضرب توپ چهار بنی (۳) و دوصد تن از فوج پیاده محمدی را از میر ادینه کنین سنگماشه جاغوری نموده و از آنجا کیدان محمد حسن خان با سه صد تن از فوج پیاده نايك حواله داری و دو ضرب توپ سه بنی و شش بنی باتفاق ایشان راه دست گیر کردن ایشان وغيره اشرار بر گرفت و باسواران کشاده اوزبکیه و هر دو فوج والواب مذکوره در روز بیست و دوم ماه شعبان وارد منزل حاجی ایران شده سلطانعلیخان بن سردار شیر علیخان هزاره را از راه استمالت نزد تاجی خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
