Machine transcription
( ۸۷۰ )
( جلد سوم ) (شرح سلطنت اعليحضرت امير عبدالرحمن خان) (سراج التواريخ )
اساس نهاده شده است باحکام فيصله كشافوی مسألة سرحدیه معطل بدار دواز تعطيل كارقامة مذكوره باجانب
بلوچستان نيز انهى داده بیان مقاکره ومکالمه او را بپیوست وبوی بيا براد که تاوقت تعیین حدود اونیز درانجا
مداخلت نكند نه كار از مذاکره ومكالمه مخاصمه نکشد و هم سی طاقه عرادچين قرص کلادون درين سال
تحفه ارسال پيشكاه حضور اقدس نموده همه مطبوع و منظور افتاد ومقارن این ایام سردار فقیر محمد خان حاکم
قلات از جمله بیست تن اشرار هزاره چله کور که با خود اورده و نه تن را با حاج کلوله تفنك کرده یازده تن را
محبوس نگاه داشته بود در کابل فرستاده بیاسا رسیدند و در خلال احوال مذکوره خواجه محمد خان پیشخدمت شرح حال
که از پیشگاه پشگاه سریر سلطنت مأمور مميزی و تحصیل وجوه بقایاى قندهار شده و چنانچه از پیش رقم كشت لاف خواجه محمد
صداقت و اخلاص و بزرك زادگی زده بود از حشمت دولت تكاهل وتساهل ورزیده از راه استراحت و تن آسائی خان پیش
با دیوان سداسند سردفتر تشخیص و میرزا شیر محمد خان و محمد عمرخان لوین وامير محمد خان قوفيل زائی و حاجی خدمت مميز
سلطان کابلی و محمد سعید خان ده خواجه و آخندزاده عبدالرحمن خان بارک زائی وكاكامحمد اعظم خان وملامعظم قندهار
خان وحاجی فیض محمد خان و غلام سرورخان مصاحبت ومجالست اختيار كرده از پرسش و سراغ وجوه دولت
دسترباغ و گردش راغ (۱) کرانیده ازین افعال او چنانچه بیاید چهار تن از خادمان شاهی مأمور ممیزی و تحصیلداری راغ دامن
وجوه بقایای قندهار شده امور آبدیار وخامت بار آورد وحسود او در پایان کار از کردار ناشایسته كوه كه جانب
خویش در احاطه خرفه منیر که بست نشین گردیده تا که در شب هنگامی فرار کرده بکابل امد و ازین سوی صحرا باشد
پس از آگهی دادن حضرت والا مر حکمران قندهار را از مأمور شدن كرنيل بیت در سر حد هرات وغیره چنانچه
گذشت حکمران هرات را نیز در روز هفدهم شعبان از مأموریت او فرمان اطلاع رفته امر اقدس شرف نفاذیافت
که یکتن از افسران روسیه و یکتن از صاحب منصبان افغانیه در موضع قره تپه باهم یکجا شده پس از وصول كرنیل بیت
بالاتفاق در رفع منازعه سرحديه پرداخته امورمقاطع فیها را بپایان برند و او چنانچه بیاید مأمور فرستاده دفع منازعه
وارده کرد
ذكر سلوك و رفتار مردم هرات با گروه شیعیان آنجا ذکر سلوک
مردم هرات
با گروه شیعه
و از افسوی در اثنای واقعاتیکه بشرح رفت میرزا محمد امین نامی از قزلباشیه هرات كه بسه در روپیه رذمة محمد
عمرنامی از مردم آنجا وام داشت صد روپیه را نقد وعوض صدروپیه دیگر یکرأس اسپ ازو گرفته صدروپیه
باقی را با مرسپهالار فرامرزخان چند روزی بوی مهلت داده وعده نهاد و پس از انسرام ايام موعوده قرض خود را
از او خواسته و او انکار ورده وی را بتهمت آن گرفت که حضرت فاروق اعظم خليفة دوم رسول اكرم را سب
وذم نموده است وسه تن را گواه این امر ساخته نزد سعدالدینخان حکمران هراتش كشيد واو قاضی ومفتيان
محكمة شرعيه انجارا در نز د خود خواسته رجوع فیصله این دعوی را بدون حضور خودبقاضی ومفتی و محکمه بفرمود
که مبادا از راه اغماض بر میرزای مذکور کبارها از چگونیه امور نسبت بمردم شیعه بظهور آورده سنگسار نموده اند
بدون تحقيق حكم تعزیر نمایند چنانچه پس از تفحص وتجسس وتحقيق وتدقیق مکشوف نمود که بهیچ مذكور او را بتهمت
گرفته است دفع این مناقشه و رفع اینمنازعه کرد و همچنين حسين چاوش نامی را متهم بسب خلفای را شدین
حضرت سید المرسلین ساخته نز دقاضی در محكمۀ شرعیه اش کشیدند و سعدالدینخان حکمران هرات چنانچه از محمد
عمر مذكور شهود عدل وقابل اعتبار طلبیده و گفته بود که دعوی هر شخص را بمجرد ادعای شهادت قبول
نمیکنم و رفع نزاع کرد درین دعوی نیز همین را گفته از ماجرا عریضه نگار داده ارسال پایه سرير سلطنت داشت
که مردم اهل سنت هرات از راه عناد مذهبی که با مردم شیعه دارند ایشانرا تهمت می بندند وهم گاه تحقیق کامل
کرده نشود امر زیست مردم شیعه مشکل میگردد و از سبب وقوع اشکال در هر دو دعوی مذكور شهودعدل
شایان اعتبار طلبیده و گفته است که هر شخص را بگواهی دادن قبول نمیکند زیرا که اکثر علمای متعصب مردم
عوام را میگویند که طريقة شیعه معلوم ایشانست هر چند در ظاهر سب اصحاب را از ایشان نشنیده شهادت بدهند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
