Machine transcription
(٨٦٦)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
وجه عارضه را از مجرد گرفته او باو سپرده رسیدش را بمهر قاضی و مفتی آنجا اگر بواقعی باشد ارسال حضور بدارد و هم از
اهالی محکمه شرعیه تاشقرغان باز خواست سخت کند تا دیگری از قضاه ومفتیها مرتکب چنین امر ناصواب
نشده اوامر و نواهی خدا و رسول اورا سهل نشمارد واز پی این قضیه قصه دیگر از عرایض و قایع نکاران
ترکستان بسمع فیض مجمع والا رسید که از کثرت دزد فقرا و ضعفای مزار شریف و اطراف آنرا زیستن
دشوار کردیده اگر کسی دزدی را دستگیر کرده نزد حکمران ترکستان حاضر کند او از گرفتار کننده
دزد گواه میطلبد و امر میکند که دزدی را براو ثابت نماید و هم سواران کشاده هراتی را بتحصیل وجوه بقایا
کماشته وایشان قریه بقریه گردش کرده و مهندانه گرفته و علاوه بران مصارف خود واسپ را از رعیت حاصل
کرده روز میگذرانند چنانچه در خانه سید حسن نام ایل بیگی شده و بواسطه خواهش رشوت و مهندانه یکتن
از کسان اورا از ضرب چوب ولت وکوب بخل رسانیده اند و حضرت والا بر آشفته سردار محمد عمر خان
حکمران ترکستان را فرمان فرستاده بقلم عتاب نگار داد که از چه در باز خواست است وی با کشت و بنیاد
رعیت را از دست خود میکند و ازین بیخبری و بی بازخواستی او بخوبی معلوم و مفهوم و مکشوف گشت که سواران
هراتی هرچه از رعیت گرفته و بمصرف رسانیده اند هیچ واقف و آگاه نگشته است و با آنکه باربار و تکرار
بقلم تنبیه و تهدید اورا از تمام و اعلام رفته و او یکی را نپذیرفته بمقام سیاست و بازخواست بنر آمد چنانچه استغاثه
دعالم متواتر و متوالی از عدم غور و بازپرس و باز خواست او بگوش داد نیوش ما رسیده و میرسد و ازنجاست که
امور ترکستان خسارت و وخامت بار اورده رشوت گرفتن و ادم کشتن و دز دیدن و شهود خلاف گذرانیدن
بروی کار امده تمام مردم اندیار خوار و بیقرار گردیده اندباری از باز پرسیدن و سیاست وزجر نمودن مرتکبین
مذکوره و مراسم عدالت را بپای بردن که بتقدیم میرساند بزودی معروض حضور دارد والا خودما بمقام باز
خواست برآمده از خوف بازپرس روز حساب وعتاب و عقاب رب الارباب سخت خواهیم پرسید و حکمران
ترکستان از شرف صدور یافتن و پرتو وصول افگندن این توقیعات هدایت ایات از خواب غفلت بیدار شده
بر طبق دستورالعملیکه از جانب دولت باو تفویض شده بود در اجرای امور پرداخته رعایا را آسوده حال و مطمئن خاطر ساخت
اغوا نمودن دام تزویر گستردن ودانه اغوا پاشیدن مستر مک انگلپس وغیره وقایع
مستر مك نام وازا نسوی در تضاعیف وقایعیکه بشرح رفت مستر مك نام انگلیس نیرن خان وساده گل خان نامان را باصد تن
انگلیس مردم از بزرگان کابل خیل قوم وزیری بتوسط مردم بلند خیل از قوم مذکور در نزد خود طلبیده از ایشان خواهش
وزیریرا کرد که دولت انگلیس بارك یعنی چپاول و مترك پادشاهی از علاقه کرم جانب ضلع بنون میکشد میباید ایشان
حراست اطراف وعرض انرا بر عهده نهاده از دولت مذکوره در ازای این خدمت خودرا شایان انعام عایدانند
و مزده و نوید عطای زر کثیر داده زبان مدافعت با ایشان سخنها گفت وایشان در پاسخ او حواله پذیرفتن این
خدمت را بمشورت عموم قوم کرده وجواب لاونعم را بامید پول زیاد از ابتدولت حاصل کردن بین بین گذاشته باز
گشتند و خواستند که نزد سردار شیریندیلخان حاضر شده ماجرا باو باز داشته نایل بمرام خویش شوند و هنوز
جانب سردار معزی الیه راه بر نگرفته بودند که باز مستر ملك بواسطه محمد عثمانخان تنگوزائی ایشان را نزد
خود دعوت کرده چون ایشان سردار شیرین دلخان را ندیده وازین سوی بمقصد نرسیده بودند ازرفتن در نزد
مستر مك سرباز زده پیام دادند که نه حاضر میشوند و نه کار سرکار ا می گذارند که دولت انگلیس جاری کند
و پس از دادن این پیام نزد سردار شیرین دلخان حاضر آمده و از خواهش مسترمك و اظهارات ومزده و نوید
دادن او و سرباز زدن خویش داستان بگوش او رسانیدند و او ماجرارا معروض پیشگاه سده علیا داشته حضرت والا
اورا ارقام واز عزم و اراده وزیریان که سالها دیده و دانسته بود اعلام فرمود که از خود بآنها بگوید ما از جانب
دولت که هرگاه اظهار ایشان راست و از زبان تمام قومست و اطاعت دولت اسلام را بجان و دل میخواهند
هر طائفه و قوم جدا گانه اظهار و اقرار خود را نوشته و بخاتم بر نهاده بدهند که بر طبق ان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
