Machine transcription
( ٨٥٥ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
سرکين اسپان تحصيل قوت ميکنند جزا و سزای افعال بد و حرکات ناشايست همين است که می بينند بهر حال
خود ايشان در حق خود ستم کردند اگر نه سرکار ما کی و کجا روادار بود که رعينش چنين خوار وذليل
و خراب و دانه چين بين سرگين دواب شوند باری چون در هزاره جات زياده از مصارف هشت ماهه سپاه علوفه
و آذوقه نميباشد که با نمردم داده شود پس در قندهار و کابلت که غله سرکاری بسيار است اگر باز گير برای
ايشان مانده باشد باندازه خوراک وتخم زراعت خود حجت داده هشت بار گير بادوش خود آورده صرف کنند
و در وقت برداشتن دخل اراضی خود غله دولت را که بقرض ميگيرند داده حجت خودرا بازيافت نمايند و همچنين
فرامين عديده بنام تمام طوائف هزاره وحکمران قندهار وکابلت وغزنين و ترکستان و غيره عزتر قام و شرف ارسال
پذيرفت که هزار کانرا غله بقرض دهند اما هزارکان که گاو برای شخم(١)زمين و توان غله کشيدن را از چند منزل بدوش خود
نداشتند ا کثر از عدم قوت هلاك وجانب شالکوت وسيستان ومشهد فرار شدند واقل که بازماندند املاك ايشان
از جانب دولت بمهاجر و ناقل افغان چنانچه بيايد داده شده نيست و نابود گرديد. بعضی از طوايف متفرقه در ترکستان
مامور اقامت وزراعت وفلاحت شدند ومقارن اين حال کاشتکان ومحصلان جنرال ميرعطا خان چندبار اشتر كليم
وبرك وروغن که بنام تعارف ومردم هزاره حواله کرده وا کثر را بتوسط محصل حصول کرده چنانچه گذشت
در غزنين وکابل آورد و پس ازوی حصول وبارکرده در غزنين می آوردند درعرض راه با جنرال شير محمد خان
که ازارزکان راه مشاهدة اقامتگاهای سپاه را که در چند جای هزارجات بامر حضرت والا قرار داده شده بود
بر گرفته بود دوچار گشته و همه را ضبط کرده بفرمان طلب در کابل فرستاد و درين کار از چنين معاملات و غيره
مصادرات جنرال مذکور بود که گرفتار عذاب پادشاهی شده چنانچه بياید محبوس شد و همدرین وقت فتح محمد
كيدان بچشيری سالار فوج سنگر دايه هجرستان دست ستم بآزار واذيت هزار کانيكه از راه تسلت واستمالت نمودن
پادشاهی وصدور اشتهارات بمنزل ومقام خود باز گرديده جای گزيده بودند دراز عسرت جانه چينی از ميان
سر کين اسپان بسر می بردند دراز کرده درختان ايشانرا که از دستبرد سپاه بازمانده بودند قطع کردن وبلشکر
گاه آوردن آغاز نهاد و همچنين چوب سقف ودر بعضی خانها را که از سوختن آسيب نديده بود کشيده و آنرا
خراب کرده چوب و باب آنرا برای پختن طعام ودفع سرما آوردن پرداخت و با انکه آنمردم هيچ نداشتند بمحروارها
روغن وصدها گوسفند وجو و کاه وغیره اشيا بنام سيورسات سپاه بالای ايشان حواله نموده محصل کاشت که شايد
هزار کان ازبی بضاعتی زنان ودختران خودرا عوض حواله بسپاهيان بدهند چنانچه هزارکان چاره بجز دادن زن
و دختر نديده بازار خريد وفروش آدميان گرم شد وسعيد احمد خان حا کم هجرستان هرچند کيدان مذ کوررا
ازين کار وکردار منع کرد هيچ نشنيد ناگاه باتفاق قاضی محكمة شرعية آنجا ومحمد افضل خان ومحمد انور خان
دعباشی وغیره خادمان دولت و خيرخواهان رعيت عريضه نکار پايه سرير سلطنت گرديده ماجرا باز داشت و حضرت
والا براشفته بجامه عتاب برای کيدان مذ کور نکار فرمود که يکبار همان بود که از مخبری و غرض حسی افسران
بيدانش سپاه آنمردم گمراه گشته سرجهالت رداشتند وقتل و جرح وزحمت و ذلت بنهايت نفوس افغانستان وارد
آوردند و خسارت ديد بايد دولت ورعيت نمودند باز می خواهد که مردم را همچنان در فشار انداخته رعبيار فرار
ساز د بهر حال هوش بسر آورده دست از آزار خلق باز کشد و الا مترصد ومنتظر بازخواست باشد که زود بمکافات کردار
خويش خواهد رسيد وکيدان مذ کور از پرتو وصول افکندن اين منشور دست ستم کوتاه کرده مرتکب جور
زياد نگرديد و ازانسوی شيرافضل خان ميرچترار که سپهسالارش چنانچه گذشت ازاسمار بامر حضرت والا رهسپار
کابل ساخته بود در روز پنجم ماه جمادی الثانی وارد جلال آباد شده ازانجا راه کابل بر گرفت و مقارن اينحال
از عريضة ميان کل نام نوکر ناظرمحمد صفر خان که مامور وقايع نگاری جلال آباد بود حالی رای والا شد که حاکم
وقاضی و کوتوال جلال آباد دروازه داد را بروی ستم رسيدگان بربسته رفع منازعات وفصل مرافعات را معطل
داشته در خانهای خود نشسته اند و چون ايشان از سلخ ماه گذشته مباشر اين امر شده و پس از سه روز ميان گل
(١)شخم بضم
شين بمعنی شيار
کردن
ضبط کردن
جنرال شير
محمدخان مال
ومتاع تاخته
و غارت کرده
جنرال مير
عطا خان را
شرح جور
وستم کيدان
فتح محمدخان
شرح تنبیه و
تهدید نمودن
حضرت والا
حاکم جلال
آباد را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
