Machine transcription
( ۸۱۷ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
سیاست گرفته وبقیه زراعات پامال شده ایشانرا بخود ایشان فرو گذاشت که تحصیل قوت لایموت کنند و در اثنای
ایصال میر محمد حسین بيك لعل که بجلاد كرانمایه خاصه چنانچه گذشت سرافراز و ممتاز گردیده در خانه خویش
رفته بود عیال و دختران و پسران سی و نه تن از اشرار هزاره دای زنگی ودای کندی را که از پیش نام بنام
رقم گشت بفرمان حضرت والا اسیر آسا در کابل فرستاده تمام محبوس شدند
عزم یورش کردن سردار عبدالقدوس خان بتسخیر ارزگان
وهمدر خلال اختلال مذکور که از هر جانب عساکر منصوره پادشاهی فتحیاب گشته رایت ظفر برافراشتند
سردار عبدالقدوس خان با آن تب دار و کرانی سرو تنکی دلیکه داشت از چیره دست شدن ارزگانیان و جراحت
و داشتن و گذرو دست خان و محصور و مقهور گردیدن او و سپاه تحت رایتش آگاه گشته تصمیم عزم بتسخیر ارزگان و تخلیص
گرفتاران تنگنای محاصره نموده آغوشخ و مگان کرده دو فوج پیاده و دویست تن سوار نامنظام و هفت ضرب توپ و چارصد تن
پیاده ساخلو وهشتصد تن از لشکر ملکی را بسالاری سردار محمد انور خان کرنیل مأمور ارزگان کرده وايشيك اقاسی
دوست محمد خانرا بعلوفه رسانی این لشکر مقرر نموده امر کرد که سپاه را تنصیف نموده نصفی چار شنبه ثان مجتمع خود برداشته
افزون از سه گروه قطع مسافت نکنند تاروز دیگر نصف باقی همچنان با بن مخیمه همراه گرفته با نصف نخستین ملحق شود
بعد نصف اول را در کرد تا که اشرار هزاره از عاد تیکه دارند و یگبار از پیش رو حمله روار دو کرده چون سپاه را
مشغول و سر گرم کارزار سازند بار دیگر جماعه غیر از محاربین از قفا بتازند از تاختن برساقه لشکر مأیوس گردیده
بر صمام خویش فائز نشوند و همچنین تمامی سرکردگان افواج قاهره نظامی وملکی راکه داخل باغستان هزارجات
شده وازهر طرف روبارزگان نهاده بودند بفرمانیکه بنام او و همكنان شرف نفاذ یافته بود نامه فرستاده پیام داد
که همه ایشان رو بارزگان نهاده در روز وصول ودخول در انجا پنجو آخرین را گذاشته از راه ایلغار یکجا و يك
وقت داخل آنجا شده بیاری حضرت باری وتأیید اقبال شهریاری مرکز دایره اشرار را متصرف شوند وهنوز
قامت سپاه از سیب قریب فرود گاه های خود نسبت بارزگان و بعید بودن بعضی از آنجا رایت نصرت آیت را
شقه کشا نساخته بودند که مردم فولاده شهرستان از رفتن محمد عظیم بيك در ناله واز آنجا باروجه و دختر و پسرش
راه فرار بر گرفتن او خود را بی سالار دیده از راه انابت نزد جنرال شیر محمد خان حاضر شده وجبين ضراعت
بر زمین ضراعت سوده اظهار اطاعت کرده بزبان معذرت عفو تقصیر خواستند و دوازده تن از خدمه دولت را
که چهار تن نویسنده ویکنفر طبیب وهفت تن از سواره وپیاده نظام و در کتل کجکول دستگیر محمد عظیم بيك
شده بودند واو تاروز هزیمت یافتن وفرار کردنش همه را باعزاز و اکرام نگاهداشته بود با خود آورده بجنرال
مذکور سپردند واو همه را تسلیت داده سید محمد قاسم خان نام از سادات سر آب ختیزین را بحکومت هزاره سه پای
دای زنگی گماشته و او با آنکه از بزرك زادگان سادات هزاره بود اکثر مال و متاع محمد عظيم بيك و غیره را بتصرف مالكانه
خویش در آورد اما نظم و نسقی در امور اشرار انابت کار معذرت خواه نهاده وسه تن از قاتلان میرزا احمدعلیخان
حاکم جاغوری را که از زمان قتل او تا این زمان در موطن هزاره باغیه رفته روز بسری بردند گرفتار ساخته
روانه کابل نمود و هم الله نظر نام هزاره را نیز که محبوس و از بواعث اطاعت ورزیدن اول مردم هزاره كيدون
محاربه و مقاتله سر برخط فرمان نهاده واز حوادث بغاوت اختیار نمودن دوم ایشان که از جور وستم افسران
وسپاه تحت رایت ایشان چنانچه گذشت سر برداشتند نيك آگاه بود مصحوب سواران نظام کابل درگاه عالم پناه
داشته محافظین اورا بتعلیم جنرال میرعطا خان وجنرال شیر محمد خان القا کرد که باوی از عرض راه بگریزند تا
از ظلم و ستمهای خود و سپاهیان زیر دست ایشان که نسبت بمردم هزاره از قوه بفعل آو رده ببغاوت برانگیخته
بودند بعز عرض رسانیده خاطر اقدس را از ایشان نرنجاند چنانچه از منزل تكيه وردك با يكن از محافظینش گریخته
بدست نیامد و حضرت والا بفراست دانست فرمانی بنام هر دو تن جنرال مذکوران رقم فرموده گریختن محبوس مزبور را
حمل بر تعليم و تلقین ایشان کرد اما ایشان انگار آورده حمل بر بغيري محافظين نموده ایشانرا گرفتار زندان سیاست
عزم تسخیر ارزگان نمودن سردار عبد القدوس خان
شرح حال الله نظر نام هزاره
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
