Machine transcription
( 806 )
( مجلد سوم )
( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان )
( سراج التواریخ )
شرح حال اشرار هزاره ومحتی خصال
در خلال اختلال مذکوره افواجا عقبه إرداهی که باشرار هزاره کسان چنانچه گذشت ره نورد مقاتله بودند
وبنهایت دل گرمی طریق کشش و کوشش می پیمودند خون بسیاری از ایشانرا بخاک هلاك ریخته ورؤس کشتگان
ایشانرا بوجه محاربه بریده بنام در قندهار ارسال میداشتند و محمدعثمان خان بن سردار عبدالله خان حکمران آنجا
سرهای کشتگانرا در بازار گردش داده بعد همه را در بیرون دروازه توپخانه مناری ساخته برای یادگار بیفراخت
و محمددین ایام ملا عبدالخالق نام که از حضور انور والا مأمور برانگیختن مردم بقتل وتاراج هزاره شده
وطوائف اندری و ترکی ومحل خیل وهو تکی را بر وفق اشتهاراتیکه بتکفیر مردم هزاره جات شرف اصدار وعز
انتشار یافته بود بدر قتال وجدال هزاره ره نموده همچنین وارد هر علاقه شده مردم را بر می انگیخت و محدرانهای سوانح
مسطوره باشیامیر محمد خان هزاره مرکز ده محامت مال ومواثیق صفحه ترکستان بروز بیست و دوم محرم از مرض هیضه
بدرود جهان کرده از خدمت وصداقت او برادر زاده اش جاناقو، بیاباه پاس حضرت والا مأمور خدمت شد
ومقارن اینحال سردار عبدالله خان حکمران قندهار بالشکر وتوپخانه که در تحت رایت داشت بروز بیست و پنجم ماه
محرم بدهن دره كتل كچغوله معروف بتنکوله فرود شده چون مردم هزاره گیزاب درینحا جاهسنگر سدید افراخته
راه عبور لشکر را از چوب وسنك انباشته مسدود ساخته وخود ایشان در سنگریکه بفراز کوه افراشته منتظر
فرصت مقاتلت نشسته بودند سردار مذکور عبور را دشوار دیده لاجرم سپاه نظامی ولشکر ملکی را امر محاربت
کرده واشرار هزاره توان پیکار را در نیروی بازوی خود ندیده فرار اختیار کردند ولشکر ملکی با سردار
عبدالله خان چوب وسنگ را از سر راه برداشته بداخل گیزاب شدند و کرنیل محمد عمر خان با پیاد کان نظام
که در تحت رایت داشت باشاره سردار عبدالله خان از قفای اشرار راه قتال بر گرفته وایشانرا زده وكشته و تاخته
وصيام غازو گشت و همچنین کپتان فتح محمد خان راه تدمیر هزاره شیر و محمد خواجه کر کابه بر گرفته چون
مردمش در گیزاب رفته بود موطن ایشانرا با مسکن مردم قاق متصرف گردیده همه را آتش زده بسوخت وبزرگان
مردم گیزاب که توان و تاب مقاتلت را در خود ندیدند کلام الله شريف را شفیع ساخته از راه انبات روی اطاعت
بسوی اردوی سردار عبدالله خان نهاده و کرنیل محمد عمر خان یکتن از افسران فوج سواره را با ایشان همراه
کرده چون نزد سردار مذکور حاضر آمدند زبان ضراعت (1) عفو معصیت خواستند واو همه را تسلیت داده
بمساکن ایشان باز گردانید و از آنسوی کپتان فتح محمد خان که داخل کر کابه وقاق شده بود با اشراریکه
پناهنده کهسار شده بودند طرح مصاف انداخته وبسیاران را هلاک ساخته سى ويك سر از کشتگانرا بریده و نودتن
مرد وزن وپسر ودختر اسیر گرفته بلشکر گاه بازگشت وسردار عبدالله خان پس از حصول این فتح سه روز در گیزاب
در نك کرده ونظم و نسق در امور آنجا نموده چهل و پنجنفر از دختران بزركان هزاره را که سردار عبدالقدوس
خان متصرف شده و همه ایشان چنانچه گذشت بدست محمد عظیم بيك سغرى افتاده بودند واو از ورود سردار
مذکور در گیزاب راه فرار جانب بلوة چقماق بر گرفته ایشانرا فرو گذاشته بود با خود برداشته از گیزاب جانب چوره
جل و نقل داد و از جانب دیگر جنرال میر عطا خان و جنرال شیر محمد خان که بدستش جراحت رسیده ، و صحت
یافته بود با کرنیل فرهاد خان با افواح قاهره نظامی وعساکر ملکی چون طوائف اندری و ترکی ومحل خیل افغان و محمد
خواجه و چهار دسته و جیغتو و بهسود هزاره ووردك و تاچک یورش نموده قلعه قاضی عسکر شهرستان را که بقرب آن
فروکش کرده بودند غصب وعنوه متصرف شده قلعه گیانرا فرار و پرا کنده کهسار ادبار ساخته دمار از روزگار ایشان
بر آوردند بعد راه تدمیر مردم شیر و هزاره میراً دينه وزاولی وسلطان احمد را از محاربه ومقاتله موضع قشوتك چنانچه
گذشت هزیمت یافته جانب چقماق شتافته و دوباره فرصت بدست آورده سنگری در آنجا افراخته خود را آماده جنگ
ساخته بودند بر گرفته چهار صدتن از مردم اندری را بسر کردگی اخترمحدخان و داد محمد خان وسیصد هزاره غزنین
و مالستان بسالاری غلام حسین خان ومحمد نبی خان وفرهاد خان کرنیل وفوج نظام وتوپخانه مأمور قشوتک کردند
شرح حال
اشرار هزاره
بد کردار
(1)
ضراعت
زاری کردن
محاربه دوم
قشوتك و
غارت ومیر
آدینه وزاولی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
