BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 791

Page 791

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 791 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ٧٦١ ) ( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ ) محاله مهدی کاذب جبهٔ داشت در آمده و شوهرآن زنرا دست و پا محکم بسته بباشرت فعلیکه در شرع نمیبایستند کرد اقدام نموده بپای روند و برادر انمرد اگاه گشته چندتن از هزار کان ستمدیده درد رسیده را خبرداده ایشان در میان پیمان نهاده با هم گفتند که از چنین زندگی صد بار مرك اولی است که اسیری را که در عالم انسانیت و طریقهٔ انیقهٔ شریعت ناروا باشد بچشم سر دیده و آه حسرت بزهجرت آمیز از دل کشیده بامدامن بیغیرتی چیده صبرنمائیم خلاصه از ظهور امور مذکوره و خطا و خبط سردار عبدالقدوس خان که از عدم سیاسی دانی بروی کار آورد مردم هزاره شورش آغاز کردند و ان این بود که حضرت والا کربلائیان وزواران و اقسقالان هزاره جدیدالا طاعه را بفرمان از سردار مذکور طلبید که روانه کابل نماید تا از حضور اشخاص نيك كار و ستوده کردار ایشان مأمور خدمات ملك گردیده و نکوهیده خویان و بدکرداران ایشان در کابل و یا دیگر مواضع اسم اقامت داده شوند تا فتنه و مفسدهٔ بروی کار نیارند و سردار عبدالقدوس خان این امر والارا در زاویه نسیان و تتکاهل نهاده محمل اجرا نیاورده و هرگونه جور و ستمیکه از اعدام سرادما تحت رایت او بمردم هزاره رسیده و میرسیدنیز نپرسیده تا که مردم بستوه آمدند و در دل عزم شورش همی بستند دیگر اینکه اکثر هزاره یاغیه که بدون جنك چنانچه از پیش بشرح رفت بملك اطاعت آمده بودند و سردار موصوف در محافظت و مواظبت محافظ خانها و قلاع و غیره امور انجا چنانچه میبایست و میشایست نپرداخته بلکه سهل انگاشته بود چنانچه از مساهله او اکثر محافظین مواضع حفاظت و اقامت خود را فرو گذاشته در خانهای مردم هزاره جا گرفته بودند الغرض از سبب وجوه مسطوره که بشرح رفت هزارکان دل بدادن سر و اسیر شدن عیال و اطفال و بتاراج رفتن ملك ومال نهاده آن سه تن سپاهی را کشتند و از بیم بازپرس و سیاست پادشاهی خود را در حالت تباهی دیده تمامت مردم درهٔ پهلوان غریق بحر هراس گردیده برقامه که اسلحه مردم ارزکان را در ان نهاده بودند ریخته و حارسین قلعه و حافظین اسلحه را که از سپاهیان نظام بودند تمام کشته همه اسلحه را که در اندرون قلعه بود بغارت برداشتند مفصل این مجمل این که هزارکان شورش آغازیده و اکثر محافظین تپه‌جات و قلاع را که در خانهای ایشان جای گزیده بودند بکشتند و از جمله قلعه را که در ارز کان و تمامت اسلحه که از مردم هزاره گرفته شده و در ان بود و صدتن از پیادکان نظام مامور حفاظت شده و در پور آن قلعه جای اقامت داشتند که هزار کان در تاریکی شب بالای قلعه ریخته و از تمامت صدتن محافظ بیست و هشت تن حاضر و در خیمه‌ها و چند نفر از ایشان بیدار و باقی بخواب و دیگران غائب بودند که هزار کان در رسیده و خیمه‌ها را بالای محافظین انداخته وهمه را چون ماهی گرفتار دام تباهی ساخته و دامنهای خیمه‌ها را محکم گرفته همه را بکارد شهید نمودند و اسلحه خود را که خادمان دولت گرفته بود پس متصرف گشته در ین شب از بیم آنکه دیگر محافظین آگاه نشوند تفنك نشاد نداده بهمان کارد مراد خویش حاصل کردند و این فتنه که از سبب امور مذکوره بروی روز افتاد ازان بود که سردار عبدالقدوس خان سرما را بهانه ساخته در گرمسیر هزاره رفته و چند تن از دختران بزرکان هزاره را زن و خدمتکار گرفته و دیگر افسران نیز اقتدا و پیروی سالار خودرا نموده هر کدام زن و خدمتکاری در کنار خویش کشیده مشغول عیش شدند و این امر و غامت بار آورد زیرا که ایشان قوم و خویش زن و خادمهٔ خود را از خویش ندانسته بادیگران طریق جور و ستم پیش گرفتند و خویشان ایشان نیز که اکثر بزور و بدون رضا وصلت اختیار کرده گویا در غصاحب خویش و در باطن نیش بودند از اسرار درون کار سردار و افسران سپاه تمامت دیگر هزار کان را خبرداده آگاه کردند و ایشان که از حالت سالار و لشکر خبر شدند دست بکار زده مرتکب فتنه و شر شدند و از سمر گفتن این فتنه و شر مردم ارز كان وزاولی و سلطان احمد و حجرستان و غیره که از عرصهٔ شش ماه و چند روز سر برخط فرمان نهاده و ستمها کشیده و جورها دیده بودند دفعه نائره شورش برافروخته چنانچه رقم شده میآید طاعان خود را تمام بسوختند و پس از وصول این خبر شورش از مقر سلطنت در روز سوم ماه رمضان که در ین روز چنانچه گذشت مولادادخان از فراه برآمده بر بلوچان شریر چاهی دایر گرفت حضرت والا صدتن از سواران نظام را که جهت بعضی امور در علاقهٔ مقر قیام داشتند فرمان کرد که در سرعت و شتاب

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 791. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/791 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/791
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record