Machine transcription
(۷۴۲)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
بیاید و مملکت بدیشان بیاساید و انجامعه بنودن دیگر صنوف خلق چون پیشه وران و بزر گران تا چرند تا از ایشان
خراج دیوان و اسباب ارتقاع کاخ و ایوان فراهم آرند و با خصم کشن و کوشش بتوانند و ساز بزم و زاد جهاد
آماده کنند و بدانچه که ایشانرا بشایستگی آرد اعتماد ورزند و سکون دل و آرامی خاطر حاصل کنند و ایندو
فرقه را هیچ موافقت صورت نه بندد مگر بتوجه عالم کامل و عاملان عادل و کاتبان فاضل تا رشته معاملات و عقده
مساودات محکم نمایند و مردم را از عداوت و عداوت و ستم باز دارند و از خواص امور و مهام جمهور یاد نموده
در روز نامه انصاف و دفتر احتساب ضبط کنند و این جامعه سه گانه را که اعداد لشکر و ارباب فلاحت و زراعت
و اصحاب حرفتند قوام و دوام نتواند بود الا بتجارت تاجران و کسب کاسبان که بازارها برپای دارند و از بلاد دور
و نزديك انواع متاع و اقسام قماش وکالا که طبائع خواستار وطالب آنها باشند فراهم آرند و حوائج ومطالب
بومیان مملکت را کفایت کنند و بعدازین فرق فرقه فقرای ولایت وطائفه ذی عجز و مسکنتند که تمامت خلق
را باین جانبداری ایشان لازم و متحتم است که تعهد امور ایشانرا نمایند و هر يك ازین طوائف را بروالی امیر
صاحب حکم حقی باشد بقدریکه روزگار او بصلاح آید و از خواری و زبونی درامان باشد و چون یکی از اعداد
سپاه را خواهی که تولیت امر ضروری دهی شخصی را اختیار کن که از خدای بترسد و رسول را پیرو امین
باشد و امام وقت یعنی امیر عهد را فرمان برنده و پاك دامن و حلیم بود و در وقت خشم نیکوئی کار کرده عذر پذیر
و بضعفاء مهربان و باقویا سخت گیر باشد و شدت تند خویی او را از جای در و ستی برای و بددلی نداشته باشد و از
متصفین این اوصاف نیز کسی را برگزین که از خاندان کریم بوده بعوائد کرم و لطائف همم موصوف و معروفتر
باشد و از شجاعت و جلادت بی بهره نباشد و بعد از آنکه برگزیده مأمورش کردی جویای حال و احوال روزگارش
باش و در اصلاح اعمال و آمال او کوشیده عهده اش را واجب شناس و هر چه را که مزیت مادی و بر دیگری
فضیلت نهادی در نفس خود او را بزرگ مشمار و آنچه را که بایشان وعده داده و عهد نهاده باشی اگرچه اندك بود
حقیر مپندار و چون چنین کنی همه لشکر در حق تو نيك گمان شوند و از هیچ گونه اندرز و نصیحت روی نتابند و بر
چيز يکد سيب صلاح ملك ورفاه رعیت بود پشت پائی کنند و چون در باره ایشان نیکو ئیهای بزرگ کرده باشی
در کارهای كوچك غدر را از ایشان دریغ مدار و بآن نیکوئیها که کرده اعتماد مکن زیرا که بسا هست که از نوازشی
اندك بغايت شيفته شوند و آن نيکوئيهاى بزرك را ا گرچه از مکرمتهای بزرگ بی نیاز نتوانند شد چیزی نشمارند.
(۱) و سالار لشکر و بزرك سپاه شخصی باید که با همۀ ایشان در هستی خود بیاری و مواسات جوید و در همه حال رعایت
یعنی خود و بخفش او خود را بتوانند نگاهداشت (۱) و از حال کسان و وابستگان خویش اسوده خاطر و ایمن خواهند شد و همت
داری بتواند ایشان برفرمان برداری تو مقید و مصروف خواهد گشت و دلهای ایشان با غشته مهر تو خواهد گردید و گفتار
ایشانرا بپذیر و برنصیحت ایشان گوش مده مگر آنزمان که امام وقت و والی امر را ستایش کنند و جانب عزت
و حرمت او را نگاه دارند و روزگار دولتنش را بار خاطر ندانند و مدت سلطنتش را ز وال نپسندند پس امید
ایشانرا رد نکرده برخود راه ده و برایشان ثناى نيك برسان و آنچه از حسن خدمت و خلوص عقیدت بهم آورند
برایشان شمرده جایزه ده و چون چنین کنی شجاع را طبیعت در حرکت آید و بددل بغیرت گراید و قدر خدمت
هر يك نيكوشناس و خدمت یکی را از ان دیگری مدان و هر کدام را بقدر خدمتش ستایش و نوازش کن وا گر یکی
از اشراف قوم خدمت حقیری کنند بزرگش مدان و هرگاه دیگری از فرومایگان خدمت بزرگی را بپای برد حقیرش
مخوان و هر يك را باندازه خدمتش بشناس و فرق در نسب مگذار و چون حادثه بزرك پیش آید و امر مهمی روی دهد
که بآسانی تدارکش نتوانی بکنی بخداو رسول او بازش گذار و چاره آنرا که خدای گشاده ئی از کتاب یعنی
قرآن شریف طلب و علاج آنرا که رسول فرمودهی بسنت جامعه گرای و از برای حکومت شرع و قضاوت دین
شخصی را بگزین که او را در حقیقت و نفس الامر ز دیگران زیادتی بوده هیچ کاری بر او دشوار نیفتد و با خصم بلجاجت
مقاومت نکند و در لغزش مداومت نورزد و از رجوع بسوی حق بازنماند و خود را در طمع نیفگند و باندک دانشی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
