Machine transcription
(٧١٤)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
صدور
فرمان طلب
بنام اشرار
ترکستان
شرح
تمهیدات
سردار عبد
القدوسخان
در باب تسخیر
هزارجات
انجا ارقام واعلام نرفته ایمن شد که پس از وصول حاکم جدید مذکور در مزار شریف رفته قطع وفیصله
حساب خویش را نزد سر دفتر آنجا نماید وهم سپهسالار غلام حیدر خانرا مندرج سفارش دستور رفت که محمد
افضل خان قزت که خادم قدیم وجاکر صمیم والمساجد حضرت والاست وبحکومت شیرغان شرف مأموریت حاصل
کرده میباید که نظر ملاحظت در خدمت او داشته و رعایتش بکند و هم درین روز بعض بدخواهان دولت که حضرت
والا را از عرایض وقایع نگاران ترکستان بر حالت ایشان آگهی دست داد سپهسالار موصوف را فرمان رفت
که میرزا محمد رحیم خان و میرزا سلطان محمد خان و میرزا شیر علیخان و میرزا محبعلی خان و استاد حسن وارباب
شريف والله بيك وغائب بای وحسن بای ودبهباشی قربان و زمان عطار وصفر كرایه کش و مسجدی عطار وسید
عظيم وزوجه محمد بيك هزاره سرهنگ وزوجه ملاقربانعلی برادر او و دختر سرهنگ مذکور و کاظم محمد علی
ومحمد رضای دره صوفی را بمحافظت و حراست رهسپار کابل سازد که در انجانموده بکابل روز بگذرانند و مقارن
اینحال دو تن مسترمی لیووالش و مستراق ای مار تین نامان انکلیس از جانب وایسلوت کرزن مقیم کلکته که بخواهش
حضرت والا از انجا جهت انتظام امور تجارتی ایشانرا رهسپار کابل ساخته بود در روز بیست و ششم ماه شوال
توسط میر محمد علیخان سررشته دار داکخانه اسلامیه دولت علیه خداداد افغانستان مقیم پشاور که
مصارف راه وراحله ایشانرا اماده کرد از آنجا براه کابل بر گرفته چون واصل منزل مقصود شده شرف بار حاصل
کردند حضرت والا در باب مال التجارة افغانستان و هندوستان با ایشان قراری نداده از وجه نقد وجنسر که
بکار ایندولت میرفت بایشان دستور العمل تجارت دولتی را جاری ساخت و آخر الامر خسارت بدولت روی
داده ترك معامله فرمود
شرح حرکت افواج قاهره جانب هزارجات
و تمهیدات سردار عبد القدوس خان در باب تسخیر آن
وازانسوی چون مردم هزاره باغستان که کوش با واز ترکتاز افواج قاهره بودند و از دیر باز چنانچه
نگارش یافته ۱ مد بارسال و مرسول فرامین استمالت آیین و عرایض اطاعت قرین جنبش خویش را در عهده
تعویق انداخته وا خر الامر جور وستم غلام حسین خان کدامدار نمزان را از دور و نزديك شنيده روی اطاعت
بسوی دربار معلی نهاده همچنان بلیت ولعل امروز و فردا جیوش رعد خروش پادشاهی را جانب مساکن خود
حرکت دادند چنانچه محمدی خان حاکم هزاره بهسود با محمد الله خان كرنیل بعزم تسخیر مجرستان در موضع جرغی
که قریب موطن آن اهل ضلالت وغو است باسپاه نظام فروکش کرده بآهنگ کش مکش استوار قیام و رقیدند
واز قندهار وكلات وغزنين عساکر فیروزی مآثر نظامی وملیتی و توپخانه بامر حضرت والامهیای حرکت شدند
و سردار عبد القدوس خان نیز سامان یورش را ساز کرده وارد نمزان شد و بدرقه عریضه از کابل نيز كيك
خواست چنانچه حضرت والا در اوایل ماه ذیقعده کرنیل فرهاد خان را بافوج پیاده هزاری از دار السلطنه
براه هزاره بهسود رهسپار مجرستان فرمود و او بسرعت و شتاب خودرا در موضع جرغی رسانیده باردوی
نظامی و ملکی تحت رأيت كرنيل محمد الله خان ومحمد ی خان حاکم هزاره بهسود ملحق كشته باتفاق روی
تسخیر بسوی مجرستان نهادند و مقارن اینحال قبایل افغان کوچی غلجائی و مهمند که از جور وستم هزاره
یاغیستان دردمند بودند و از بیم تاخت و تاز ایشان هرگز از جبال و علف زار هزاره بهسود و ناهور غزنين وسه
دسته جاغوری دواب ومواشی خود را پیشتر از راه جرایش برده نمیتوانستند و در علف زارها و مرغزار های
مذکور نیز از نهب و غارت هزارگان روز فراغت و استراحت بسر نمی بردند و همواره گرفتار قتال وجدال
وتاراج بودند چهار صد نفر اشتر طوعاً جهت حمل و نقل علوفه و آزوقه سپاه نصرت همراه باسم معاونت بدولت
دادند و حضرت والا قبول این امر را نفرموده اشتران ایشان را بکرایه منظور فرموده بخواه و اجوره معین نموده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
