Machine transcription
( ٦٩٦ )
( جلد دوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
دیار هند شدند و هم از حضور اقدس بآن ره نوردان دشت مخالفت و ناخردان کوی شرارت با وجود مخاصمت
و معاندتیکه نسبت بدولت داشتند بعینه این عبارت را تکلم فرمود که بدا[?]روحی زوجات شما بلند رو بکمال راحت
و عصمت تا کنون درین بسربده و پرده عفت ایشان دریده نگردیده است و اگر چه نظر بحرکات و افعال زشت شما
چیزیکه میبایست بتقصیر میرسید و باز ماندگان شما بمکافات کردار شما میدید از قوه بفعل نیامده باز پرس کردار
شما را حواله بخداوند تبارك و تعالی کردم که در روز جزا بشما خواهد رسید فقط و مقارن اینحال سردار محمد
حسن خان حکمران غزنین که با فوج پیاده فوفلزائی و لشکر ملکی هزاره و تاجک غزنین از راه تاخت قوم ناصری
چنانچه در تضاعیف وقائع سال هزار و سه صد و هفت گذشت در کاوه ترن رفته بود بفرمان طلب از آنجا در
غزنین باز گشته و بامر حضرت والا از همه طائفه که با او در آنجا رفته و خدمت کرده بودند يك نفر زنا را با خود برداشته
در کابل آورد و شرف بار حاصل کرده از جهت لشکر کشتن در هزار جات و دادن دستور العمل بایشان چندی
در کابل از راه مراجعت چودن بازماندند و همدرین هنگام بروز هفدهم ماه محرم شهزاده بزرگ زاده سردار غلام
علیخان خلف شهریار سپهر مکان در مزار شریف تولد یافته خواص و عوام از حلویات متنوعه شیرین کام و فقراء
و ایتام از زر نثار مفیض المرام گشتند و از آنسوی محمد سرورخان نائب الحکومة ترکستان را که از مرض صرع چنانچه
گذشت زار و ضعیف شده بود سپهسالار غلام حیدر خان از ولدزائی که از سبب فتح محاربه غن بيك از منصب
نائب سالاری بمنصب جلیلهٔ سپهسالاری ارتقا یافت او را بفرمان حضرت والا که بناخلی عن اصدار پذیرفت بید
تخت روان ببستر بیماری خوابانیده و صد تن سواره و پنجاه تن پیاده نظام همراهش کرده از مزار شریف در روز
بیستم ماه محرم رهسپار کابل ساخت و مبین حکومتی را که بنام سعادت التیام حضرت والا منفرد مخزن بود در
صندوقچه نهاده و قفل زده مهر ولاك کرد و امور ترکستان را تا زمان صدور حکم اقدس بمهرد خود و مهر میرزا
محمد میرزا خان بن ملا محمد سعیدخان قزلباش اجرا همیداده معطل نگذاشت و ایشنک آقاسی محمد سرور خان
وارد کابل شده در خانه خویش فرود شد و از مرض مذکور صحبت نیافته چون دانش حکومت بی بازپرس میخواست
واز واهمه اینکه مبادا وقتی بعتابی گفته گرفتار ذلت گردد تمارض نموده ترك آمد و رفت دربار اختیار کرد
چنانچه در ایام جلوس میمنت مانوس اعلیحضرت سراج الملة و الدین مامور حکومت کابل شده و پس از چندی
از تقریر قاضی سعدالدینخان حکمران هرات که انشاء الله در جلد چهارم رقم خواهد گشت مأمور حکومت هرات گردید
و همدر خلال این احوال طهماسب خان رئیس مردم اسمار را اجل موعود در رسیده بدرود بود و نبود جهان کرد
( ذکر ونقل منشوریکه بحضور حضرت والا بنام دوتن )
( از اهل هنود سکنه جوشرف نفاذ یافت )
در خلال احوال مذکوره از عریضه رام سنگه و سبن سنگه گمان اهل هنود سکنه جو پگوش کذب نیایوش
حضرت والا رسید که ان دوتن بصد رضامندی برای حجت صداقت و راست کرداری خویش از مردم اهل دین
هنود انجا حاصل کرده از راه خواهش ملازمت دولت افغانستان و هزار تن از اهل هنود را در سلک سپاه
نظام کرده اجازت امدن در کابل خواست اند و حضرت والا در روز بیستم مذکور ماه محرم که ایشنک اقاسی
محمد سرور خان بامر درد ناک از مزار راه کابل بر گرفته بود برای ان دوتن نگار فرمود که بشدت لیکهرام
نامی از قوم هنود کتابی مشتمل بر قبایح مات بدیانت اسلام و متضمن مدایح محامت هنود با نیکو سر انجام از اقاویل
باطل و دلایل کاذبه تالیف و ترتیب نموده و نام انرا تکذیب براهین امین احمدیه نهاده و ان کتاب چندی قبل ازین
بتوسط حجاجی اسلام سکنه امرت سر بحضور مارسیده که کویا مؤلف ان بخود چنان پنداشته وعلم جهالت
افراشته است که بدان واهیات و مزخرفات افتاب تابنده دین مبین و اختر فروزنده شرع متین مفخر ماء وطین
اعنی حضرت سید المرسلین صلى الله عليه واله واصحابه وسلم از اوج اقبال در حضیض وبال افول (۱) خواهد نمود
سبحان الله واعوذ بالله ازین خاك بجیانی که در دهن خود ریخته و بسلاسل سیمون سراپا خویش را سرنکون
مراجعت حکمران غزنین از کاوه ترکی
تولد شهزاده بزرگ زاده سردار غلام علی خان
آمدن ايشيك آقا سی محمد سرور خان
فوت طهماسب خان رئیس اسمار
عرض و التجاى ملازمت نمودن دوتن از اهل هنود ونقل منشور والا
(۱) افول يعنى غروب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
