BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 720

Page 720

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 720 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ٦٩٠ ) ( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ ) شرح حال فرستاده محمدا که هنوز رمقی داشتند در قوشنج بردند و همدرین هنگام جلال خان نام بارکزایی متوطن موضع وایی که جلال خان با میر آدم خان نام عر بزی معاندت داشت بقتلش رسانیده از بیم سیاست پادشاهی فرار وادی گمراهی شده پناه بولایتیکه در بارک زائی تصرف دولت انگلیس است برده با اینکه حضرت والا ازینقضیه بواسطه عریضه حکمران قندهار آگاه گشته بلحاظ اینکه دیگری از اشرار سکنه ایندیار کسی را از رعایا بیاد آزار نکشد و اگر بکشد فرار خاك خارج از مملکت افغانستان نشود حکمران قندهار را فرمان کرد که سیامه مبلغ بیست و دو هزار روپیه کابلی باسم جریمه با دو هزار و دو صد روپیه برسم محصل که مجموع بیست و چهار هزار و دویست روپیه شود زجراً از قومیكه میر آدم خان در بین ایشان کشته کشته بوصول رساند زیرا که جلال خان قاتل را نگرفته و وا گذاشته اند که فرار کرده است و از همین وجه هشت تن مرد جراز خون خوار را باسم نوکر تنخواه معین نموده در خاك مقبوضه دولت انگلیس بگمارد تا در جائیکه جلال خان سكنى ومأوى گرفته است از راه خفا رفته او را بقتل رسانند و با ایشان اینرا نیز وعده داده قرار دهد که هريك ازین هشت تن او را بکشد هزار روپیه علاوه از وجه تنخواه انعام باو داده میشود واگر دو تن بمعاونت هم بکشند دو هزار روپیه مرحمت میگردد و همچنین ناتمام وجه این جریمه را صرف این کار نکنند دست برندارد و آخرالامر از حواله این جریمه مردمی که جریمه ده بودند او را بدست آورده از دادن جریمه عفو شدند و ده هزار روپیه از خود او زجراً بمحصول پیوسته سه هزار و پنجصد روپیه بورثه مقتول که شرعاً حق ایشان میشد بامر حضرت والا عنایت قتل محمد گردیده جلال خان از زندان عتاب رهایی داده شد و همچنین محمد اکبر خان مامور فروش بادام که پنجاه هزار اکبر خان روپیه دولتی را از راه خیانت با خود برداشته از پشاور چنانچه از پیش بشرح رفت گریخته و در میان کاراز مردم قند هاری سکنه کهسار پشاور زنی را بنکاح همبستر خود ساخته در آنجا مسکن گزیده بود و در نزد مردم آنولا اخفای خیانت خود را کرده فرار کردنش را نسبت بظلم وستم حضرت والا همی نمود واعلیحضرت والا از عریضه وقائع نگار آنمجالاز گفتار دروغ او آگاه شده چند تن را تنخواه عطا کرد که زبان کذب بیان او را از گفتار آتش افتادن کاذبه اش بریده بازدارند چنانچه بگماشتگان حضرت والا وارد آنولا شده وما جرارا بر طبق واقع بمردم آنحدود در قوز خانه فهمانیده پس مردم آنجا نظر بتبعتیکه بحضرت والا بسته و نسبت سو بذات اقدس داده بود شب هنگامی در خوابگاه قند هار اور یخته او را بقتل رسانیده تمامت مال و منالش را غارت کرده آتش بخانه اش زده بسوختند از نجااست که یکی (۱) باروت از بخردان فرموده زبان سر را عدوی خانه زاد است زبان بسیار سر برباد داد است . ومقارن اینحال آتش بوزن و معنی بکارخانه فیوز سازی قندهار افتاده هشت خروار باروت (۱) و ده خروار شوره و يك خروار و چهل سیر کوگرد بارود داروی همه بوزن کابل با تمامت سامانی که از قبیل پوست خام وریه وغیره بودند بسوختند و پاسبانان آن کارخانه همه مجروح گردیده تفنگ و شوره ولیکن هلاك نگشته دیگران نصفت صحت یافته افروزنده آتش معلوم ومفهوم نشد ومقارن اینحال افواج قاهره مأموره را گویندکه جبار صده که باز گفتن ایشان جانب میمنه و هرات بشرح رفت اشرار جبار صده که بعضی گرفتار ورهسپار کابل جزو اعظم ومستربل شده و برخی چون شریف و گدای وحبت قلی و ملا بابا خان و عبدالغنی رؤسایان وغیره بودند و طریق گمنامی باروت است و انرا نمك می پیمودند از وجود کلیه سپاه چال و اودیه علاقه جبار صده را خالی دیده دوباره اثر ایشر ارت در بین مردم جبار صده چینی نیز گفته که مطیع و منقاد شده بودند در آمده با سهل وجوه گرفتار دست بقیه سپاه که در آنجا اقامت حفاظت داشتند اند گردیده همگنان با عیال و اطفال ایشان با سی و سه تن دیگر که از درۀ اشیار گرفتار شده بودند با سه صد و پنجاه میل شرح حال تفنك وسی قبضه شمشیر و دویست و نود وهفت جانوار دیگر از اشرار که تا این وقت در نورد کهسار ادبار بودند بقیه اشرار و جدید روی بسوی موطن ومسكن خویش نهاده گرفتار شدند و از جمله شصت و پنجتن را که شریر بودند بازنجیر جبار صده و نوزده تن را که شریرتر ومایه فتنه وضر ر بودند در دوشاخا و گردن غلل زده بمحافظت نود و دو تن پیاده وصدتن سوارۀ نظام و دوتن حواله دار در روز دوازدهم ماه ذیقعده در مزبل رسانیده محاکم آنجا سپردند و از آنجا در ایام کار با مر حضرت والا رهسپار کابل شده و از جمله یکهزار و پنجاه وسه تن مامور باقامت ایل آباد قندز و امر زراعت و فلاحت گشتند و تمامت امراء و اموال بغاة جبار صده که الرد و بغاوت و ضلالت اختیار کردن ایشان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 720. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/720 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/720
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record