Machine transcription
( ٦٧٦ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
از وی سر باز زنید بهر طرف که میل خاطر دارید هما را اختیار کنید و من باشـد رضا شما را عقـب شوهر شما
بخرسندی و خوبی ودرستی وسامان سفر وزاد وراحله راه جاده پيما ميسازم و باو میرسانم واز تنخواهیکه دارید
در هندوستان سالی هشت هزار روپیه کابلی بشما میدهم چه خواهم گفته میشود و امروز که من صاحب دولت
وسلطنتم لم یأتان خود را از شما دریغ نمیکنم واگر پادشاهی ودولت نمی بود بګدائی میبایست شما را شريك نان
خود می نمودم و حال که از فضل وکرم لایناهی آلهی همه چیز موجود است البته تنخواه سالیانه شما در همانجا
میرسد در صورتیکه بسر میر دار محمد امین خان وبرادر سردار میرا فضل خان را در هندوستان تنخواه میدهم شما را
چگونه نخواهم داد اینقدر حق برمن دارید که در دولت وغربت بشائم شريك باشید واگر از سردار
محمد عزیز خان ګذشته خودرا خواهی من بدانید پس مسائلی حاصل بدارید که چه قسم از او میګذرید و پیوند
قلبی شما بامن مربوط ومستحکم میګردد زیرا که ګفتار ظاهر را اعتبار نیست وسوکند از شما برای حصول
تسلی خویش نمیخواهم فعل وعملی شما را ملاحظه میکنم که بیزاری از شوهر و واسطه قلبی با برادر چیست ومن
افسوس میخورم که چرا در وقت اخراج کردن سردار محمد عزیز خان از مملکت افغانستان برضای طرفين
ومطابق امر شرع شريف طلاق شما را از وننګرفتم واکنون هم اگر بدانم که طلاق شما برضای او وروپیه
ميسر میشود پنجاه هزار روپیه از عین المال خود صرف کرده طلاق نامه شما را از او میخرم و چون این امر
بقرار امر شرع انور میسر نمیګردد لاجرم شما بکار خود مختاریدا ګر مرا که برادر شمایم بکار دارید خانه ام خانه
خود شماست واگر میل شما جانب شوهر باشد راه شما باز است ومانعی نیست فقط و این عبارت را بقلم خاص
در خاتمه کلمات مسطوره نگار داد که از برای تسلا می نویسم که آسوده خاطر باشید والله وبالله سوګند
خداوند یاد کردم که این کلمات را که درین دقیقه نګار فرموده ام دروغ نیست وبرفتن از شما آزرده
نمیشوم و بنابراین شما را مخیر ساخته ام که در هند بروید یا نروید هر دو بمن یکیست و برفتن از شما آزرده
نمیګردم فقط وجناب نواب مستوره مسطوره پس از پرتو وصول افکندن این منشور دوباره اقدام بعرض
(۱) وایه | کرده معروض پیشګاه حضور مرحمت ظهور انور داشت و بنګاشت که از سایه همایه لطف وايه (۱) برادر
مرادف بايا | تام آورم کناره وګذشته نمی توانم واشوهرم مراوده ومکاتبه نکرده قطع علاقه نموده باوی سروکاری
یعنی چیزی | ندارم برایم برادری چون وجود مسعود شهریار داد ګستری موجود نخواهد شد و هر ګز ازین خیال
لازم وواجب | نګذشته اګر خاك شوم دست از دامن يك برادر نخواهم کشید فقط وازشرف مطالعه والا ګذشتن اینعریضه
ومحتاج اليه
و بایست
و ضرور ۱۲ از راه مرحمت بدهد که در امور معیشت و مؤنت خود عسرت وذلت نکشد وشهزاده برطبق امر والا
مواجب او را اجرا و ادا فرمود
ذكر رسالهٔ
مولفة
لیکھر نام
هنود
از حضور اقدس شهزاده والا جاه سردار حبیب الله خانرا فرمان شد که تنخواه سال کذشته وایمسال او را
ذکر رساله مولفة لیکھر نام هنود که در توهین ـ
ملت اسلام تالیف نموده بود ـ
در خلال احوال مذکوره از عریضه چندتن علمای اهل اسلام سكنه امرتسر چون ملا محمد تاج الدين
ومولوى خدا بخش وملا عبدالله وملاغلام رسول وملا غلام دست ګير وملا غلام رسول حنفى وملاغلام الله وملا
سیدمیرحسین وملاسيد اميرشاه وملااحمدالدین وملا غلام محمد وملا حافظ غلام محمود ومولوى احمدشاه وملااحمد الله
وملا حافظ عالم الدین وملا رحمعلی وملا بزرك شاه وملا احمدبخش وملا محمد نظام الدين ملایان عامه وخاصه حضرت
والا را آګهی دست داد که لیکهر نامی از فرقهٔ هنود رسالهٔ در توهین ملت وتفریق مذهب اهل اسلام بپایه
تألیف وحضر مناظره حاضر آورده دلایل و براهینیک روی هم چیده بود در محل ابراز نهاده خواست که علمای
(۱) هیچ جمع | ملت نجیبهٔ اسلام را الزام نماید و چون هیچ (۱) اوسطاسر افسانه واز قبیل کلمات کليله و دمنه بود و ایشان جوابی
مخنت بمعنی | را که ګفتند کسی نشنوده استدعای اطفای این نایره بروارله را از حضور اقدس نموده اند و حضرت والا خواست
دلیل وسند | دانست که اینگونه مباحثات و مناظرات معاندت خیز مخالفت انګیز تحريك و ترغیب دولت انګلیس در بین فرق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
